( 4 ) . ارياقس . بر بهلول ، 11 289 .
( 5 ) . ارسلانقس . فرهنگ تركى باستان ، 55 .
( 6 ) . سيرقس .
Platts
، 711 .
49 . اسفند 1
- خردل سفيد
اين خردل سفيد است . گاهى آن را ثالاسفيس 2 مىنامند .
ابو معاذ مىگويد : اسفند سغار 3 همان خردل سفيد است . در نسخهء عربى [ اثر ] لوقاس [ گفته مىشود ] كه اسفند سناه 4 همان « الخيرى الابيض » [ خيرى سفيد ] است و سپس مىگويد : « به گمانم اين خردل الابيض [ خردل سفيد ] است و بهجاى خردل اشتباها خيرى نوشته شده است .
( 1 ) . شكل عربى شده « سپند » فارسى است ؛ اين نام در ديگر منابع در تركيب با ديگر واژهء فارسى « سپيد » ديده مىشود : اسپند سبيد ( نسخهء فارسى ) ، اسفند سفيد
I , Vullers )
، 98 ) ، سفيد اسفند ( ابن سينا ، 523 ) . اسفند سفيد -
Brassica alba Hook
، مترادف .
Sinaps alba L
است ؛ ابن سينا ، 523 ؛ ميمون ، 400 ؛ عيسى ، 9 32 ؛
I , Low
، 516 - 527 . « اسفند » معمولا خودبهخود به معناى
Harmala
به كار مىرود ، نك . شمارهء 332 .
( 2 ) . نسخهء الف : ثالاسفيس ، نسخهء فارسى : باسقيس ،
I , Vullers
، 416 : تالسقير و تالسيقيس . اين ، احتمالا تحريف يونانى است ( ديوسكوريد ،
II
، 156 ) كه به عربى بهعنوان الحرف البابلى - « شاهى بابلى - تعبير مىشود ، نك . شمارههاى 199 و 333 و تفسير ، ابن بيطار ، 16 ب - و گياهى است از نوع
Thlaspi
( ميمون ، 163 ، ص 81 ، يادداشت 1 ) به معناى ترهتيزك ، اننكوف ، 353 .
( 3 ) . نسخهء الف : اسفند سغار ، نسخهء فارسى : اسفندشغان ، نسخهء پ : اسفند سفيد .
( 4 ) . نسخهء الف : اسفند سناه ، نسخهء پ : اسفند سفيد ، اما در محيط اعظم ،
II
، 180 گفته مىشود كه در هرات و سجستان خردل را « سناه » مىنامند .
50 . اسبيدمرد 1
- فلفل سفيد
ابو الحسن ترنجى مىگويد : اين همان چيزى است كه داروگران بهجاى « فلفل سفيد » 2 مىفروشند .
( 1 ) . اين نام را در ديگر منابع دسترس ما نيافتيم ، فقط
II , Vullers
، 217 سبيدمرد مىآورد و توضيح مىدهد كه اين گياه به بستانافروز ( نك . شمارهء 149 ) با ساقهء سفيد و برگهاى سبز مىماند . در بخش
B