36 . ارجوان 1
- درخت ارغوان
حمزه مىگويد : اين - شكل عربى شده ارگوان 2 است و آن درختى است با ميوههاى سرخ . 3 آن را دادروان و در يك نسخه داراروان 4 نيز مىنامند .
درخت ارجوان كه بنا به ضرورت آن را مىديديم ، زياد بلند نمىشود . گلها تنگ هم روى آن قرار گرفتهاند و به رنگ سرخ متمايل به ارغوانى روشن منظرهاى زيبا دارند . 5 جز تخمهايى كه از آنها [ درختى ] همانند مىرويد ، ميوهاى ندارد . [ رنگ ارغوانى ] رنگ لباسهايى است كه در گذشته فقط شاهان 6 مىپوشيدند و براى ديگران ممنوع بود .
واژهشناسان آنچه را كه رنگ سرخ تند دارد ، با اين [ واژه ] مشخص مىكنند .
مىگويند كه درخت داذى 7 شبيه [ ارجوان ] است ، اما [ ارجوان ] در نزد ما معروفتر از داذى است .
( 1 ) .
Lane
، 1050 اينگونه نشانهگذارى مىكند ؛ ارجوان و ارجوان -
Cercis siliquastrum L .
نيز ديده مىشود ، غافقى ، 236 ؛ عيسى ، 26 45 ؛ سحاب الدنيوف ، فرهنگ ، 215 .
( 2 ) . نسخهء الف : اركوان ؛ نسخههاى فارسى ، پ ،
Lane
، 1050 و
I , Vullers
، 81 : ارغوان .
( 3 ) . نسخهء الف : ذات حمل احمر ، نسخهء فارسى : بار درخت او سرخ بود .
( 4 ) . داذروان ، داراروان ، نسخهء فارسى مىافزايد : يعنى هديه تن [ يا هديه به تن ] .
( 5 ) . نسخهء فارسى : نبات او منظرى خوب دارد .
( 6 ) . يعنى امپراتوران رم - القياصره .
( 7 ) . شجر الداذى يا شجر الدادى ، نك . شمارهء 414 .
37 . آزاد درخت 1
- زيتون تلخ
اين نام فارسى آن است اما به عربى سيسبانة 2 ناميده مىشود .
ابن الحجّاج از آن در شعر خود ياد مىكند :
و راست در رودهء راست دانههاى خرد * اندازهاش دانههاى سيسبانه
فكندشان به ريش دلدادگان * چون جوان تيرانداز با زر بطانة 3
بشر بن عبد الوهاب مىگويد : به فارسى آزاد درخت است ، به سندى نيم 4 ، به عربى علقم . لكن دربارهء علقم مشهور است كه اين حنظل است ؛ سپس همهء آنچه را كه تلخى آشكار دارد با اين [ واژه ] مشخص كردند و حتى گاهى مواد سمى را به علت كراهت [ شان ، حنظل ] مىنامند .