بكر بن النطاح 20 گفته است :
آوردهام برايت دستهاى [ علف خوشبو ] 21 به [ زيبايى ] چهرهء رامشنه 22 خوشبوتر از برگ مورد .
[ باز هم ] گفته است :
دوتايى شب را به سر برديم ، همانند دو شاخهء رند .
در اينجا از اين عقيده پيروى مىشود كه « رند » همان « آس » [ مورد ] است ، اما ابو عبيد آن را مردود مىشمارد .
ابو حنيفه مىگويد 23 : پيرمردى از عربهاى سوريه به من اطلاع داد كه رند نزد آنها معروف است و همان درخت « غار » است .
[ مؤلفى ] ديگر مىگويد : [ رند ] درختى با بوى خوش از درختان بيابان است . گاهى عود هندى را كه براى دود كردن است ، به سبب بويش رند مىنامند .
ابو حنيفه ميوهء مورد را فطس 24 مىنامد .
ديوسكوريد مىگويد : مورد بستانى قوىتر و كوهى ضعيفتر 25 است .
بهترين [ مورد ] آن است كه به رنگ سبز تيره باشد . [ مورد ] سياه رنگ قوىتر از سفيد رنگ است . ميوهء سفيد [ مورد ] قوىتر از سياه است .
پولس دربارهء جانشين عصاره [ مورد ] مىگويد كه عصارهء درخت توت براى آن است ، و جانشين ميوهاش - عصارهء برگهاى آن .
ديوسكوريد دربارهء بنك الآس 26 مىگويد كه آن بر تنهء درخت [ مورد ] است ، از نظر رنگ شبيه رنگ [ تنه ] مورد و از نظر شكل همانند پنجهء دست است .
ما چنين برآمدگىهايى را روى درختهاى گوناگون ديدهايم . آنچه روى درخت بيد بيرون مىزند رنگى ميان زرد و سبز دارد و از نظر شكل به نيمدايرهء پهن گاو بسيار شبيه است . بخش درونى آن بسيار سفيد است . هنگامى كه خشك شود بسيار نرم مىشود و حتى گاهى آن را با غاريقون مىآميزند . 27
( 1 ) .
Myrtus communis L .
؛ ابو حنيفه ، 10 ؛ سراپيون ، 13 ؛ ابو منصور ، 10 ؛ ابن سينا ، 4 ؛ غافقى ، 9 ؛ ميمون ، 10 .
( 2 ) . نسخهء الف : مرسينى ، نسخهء فارسى : ميرسينى ، يونانى .
( 3 ) . آسا قس .
II , Low
، 259 ؛
Pf .
، 50 .
( 4 ) . نسخهء فارسى : « به هندى » .