تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
( 1 ) .
Calligonum comosum L . Herb . Post .
؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 21 ؛ عيسى ، 20 36 ؛ اين يكى از انواع « جزگن » است ، نك . سحاب الدينوف ، فرهنگ ، 176 - 179 ؛ نيز قس . اننكوف ، 77 . تعريف‌هاى ديگرى نيز ديده مىشود :
I , Dozy , Ephedra
، 18 . ( 2 ) . الرمث -
Haloxylon articulatum Boiss . ; Haloxylon shweinfurthii Asch .
، يعنى يكى از انواع تاغ ، نك . ميمون ، 150 ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 36 . احتمالا
Caroxillon articulatum
است .
I , Dozy
، 557 ؛
Stein
، 900 . ( 3 ) . اين‌گونه است در نسخهء الف . ( 4 ) . ابو حنيفه ، 9 . ( 5 ) . الغضا . در فرهنگ‌ها هم‌چون نوعى بته شرح داده مىشود كه بر اثر سوختن ، شعلهء پرحرارتى مىدهد ،
Lane
، 2269 . برخى از پژوهشگران آن را همچون تاغ سفيد -
Haloxylon persicun Bge
تعريف مىكنند ؛ ابن فضلان ، 173 ؛ يادداشت 119 . ( 6 ) . يا « فلس مانند » : اهدب الاوراق . ( 7 ) . الخلاف البلخى -
Salix caprea L .
؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 33 ، نيز نك . شمارهء 403 .

33 . ارطميسيا 1

و ارطماسيا به سريانى شواصرا 2 ، به عربى قيصوم 3 ، با صاد يا با سين ، [ ناميده مىشود ] . بشر الفزارى مىگويد : [ اين ] - جثجاث 4 و ابرطا 5 است . دربارهء قيسوم گفته شده است كه اين - شيح است . [ اين گياه ] به فارسى بلنجاسپ 6 و برنجاسپ 7 و بوى مادران 8 ناميده مىشود . به برنجاست 9 با « را » و « لام » نيز معروف است . به زبان سجستانى بربير 10 است . در كتاب‌ها گاهى مروشيران ديده مىشود و در كتاب صهاربخت - مرو اردشيران 11 و اين - بوى مادران است . ابو حنيفه مىگويد : [ قيصوم ] از گياهانى است كه در جلگه 12 [ مىرويد ] ، برگ‌هاى فلس مانند دارد ، روى ساقه رشد مىكند و دراز مىشود ، نزديك برگ‌ها توده‌اى از گل‌آذين‌هاى ريز و زرد جاى دارد . در يك كتاب [ گفته شده است ] : اين - گياهى شبيه افسنتين است . داراى رطوبتى است كه به دست مىچسبد . 13 نوعى از اين [ گياه ] با شاخه‌هاى كوتاه‌تر و برگ‌هاى درشت‌تر وجود دارد كه داراى گل‌هاى ظريف‌تر و ريزتر [ به رنگ ] سفيد و زرد است و