تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
( 1 ) . شكل ديگر : ارماك . اين گياه به دقت مشخص نشده است . احتمالا -
Symplocos racemosa Roxb .
. عيسى ، 14 176 ؛ بدويان ، 3340 .
Leclerc
مىپندارد كه اين نوعى دارچين است ، بيطار ، 46 . در ترجمهء لاتينى سده‌هاى ميانهء قانون ابن سينا :
Stein . ; Armacum
، 54 . ( 2 ) . همين‌گونه است در نسخهء فارسى و جامع ، ابن بيطار ، 19 . ( 3 ) . القرفة نك . شمارهء 821 ، نسخهء فارسى : بدارچينى سياه . ( 4 ) . نسخهء الف : حفوف النساجين . حفوف جمع حف . دستگاه بافندگى يا پايهء دستگاه بافندگى ،
Lane
، 598 . نسخهء فارسى : بعضى از ادوات بافندگان . ( 5 ) . ربّ خشب الكدر الرطب . كازرونى كه « كاذى » را تعريف مىكند ( 143 الف ) ، مىنويسد كه پزشكان ، آن كاذى را كه در عمان روغن‌ها را با آن خوش‌بو مىكنند ( نك . شمارهء 875 ) ، از كاذى [ ديگر ] به نام كدر تمييز نمىدهند . از اين كاذى [ كدر ] براى آبله و بيمارىهاى خون ، شربت تهيه مىكنند . اين درختى است شبيه گردو و عناب . در واقع نيز برخى از پژوهشگران معاصر ، كدر را همچون
Pandanus odaratissimus L .
تعريف مىكنند . عيسى ، 6 133 .

30 . ارميس 1

- تمشك اين - بوته‌اى خاردار است . از برگ‌هاى نرم آن استفاده مىشود . در تفسير حنين [ گفته شده ] كه اين - علّيق است . ( 1 ) . در مجموعه‌هاى داروشناسى دسترس ما نوشته نشده است .
Vullers
( ، 84 ) آن را همچون نوعى بوتهء خاردار توضيح مىدهد . با تكيه بر اشارهء حنين كه اين - عليق است ، مىتوان حدس زد كه دو حرف اول واژه اشتباها جابه‌جا شده باشد . يعنى ارميس - رامنس . اما رامنس آوانويسى يونانى به معناى درخت آلوچه يا تمشك است [ نك . شمارهء 725 ] .

31 . أراك 1

.
SALVADORA PERSICA GAERTN
اين درختى معروف است كه با شاخه‌هايش دندان‌ها را تميز مىكنند . ميوه‌اش را بريره و هنگامى كه آبدار شود ، مرد [ مىنامند ] . ابو حنيفه مىگويد : اراك سه ميوه [ گوناگون ] دارد : كباث كه درشت و تقريبا شبيه انجير است ، مرد نرم‌تر و آبدارتر است و رنگ كباث را دارد ، برير شبيه منجوق‌هاى ريز 2 است اما رنگ ميوه يكى است . 3 مردم و حيوانات همهء اين [ گونه‌ها ] را مىخورند و بر اثر آنها روى زبان مزه‌اى تند [ احساس مىشود ] .