بازرگانان عطر و مواد خوشبو « 56 » ، آنها را بين باديهنشينان و آنها كه در اين كار شركت داشتند « 57 » ، مانند قريشيان ، توزيع مىكردند . قريشيان با مهارت خود در [ تهيهء انواع ] مخلوطها و تركيبهاى [ مواد خوشبو ] و بخور دادن با آن ممتازند ، همچنانكه مردم يمامه با مهارت [ خود ] در تهيهء روغنها [ ممتازند ] « 58 » . به همين جهت عطار [ بازرگان مواد خوشبو ] نزد عربها به دارى مشهور بوده است . عربها اين بازرگانان را به لنگرگاه يادشده كه به آنجا نيز عطر مىرساندند ، نسبت دادهاند . در روايت [ الاثر ] آمده است :
« همنشين صالح به دارى [ بازرگان مواد خوشبو ] ماند : اگر از عطر خود هم به تو ندهد ، بويش به تو مىرسد . « 59 » اما همنشين بد به آهنگر ماند كه اگر هم با جرقههاى خود تو را نسوزاند ، با دودش آزارت مىدهد » .
شعرهاى عرب ، مشك را به دارين نسبت مىدهد كه به بندر بارانداز [ دارين ] و همچنين به دارى ، بازرگان مواد خوشبو ، اشاره دارد . اين [ ادعا ] كه دارين نام شهرى در هند يا جزيرهاى است ، ساختهء ذهن است و حقيقت ندارد .
نابغهء جعدى گفته است :
شراب عراقى ، ريط « 60 » يمانى ، * مشك تر و تازه دارين با بوى شديد است
در صدفهاى دو هندى ريشو * كه فروشند در دارين مشك و عنبر را
نابغه به روشنى مىگويد كه دارين لنگرگاهى است كه دو هندى وارد آن شدهاند .
كثيّر مىگويد :
طرّههاى زلف بر شقيقههايش پريشان شده « 61 » ، * مشك سياه دارين از خلال آنها جارى شده
احوص مىگويد :
( 56 ) . العطارون .
( 57 ) . و من هم بابة له .
( 58 ) . در حواشى نسخهء الف نوشته شده است .
( 59 ) . نسخهء الف : يعلقك ،
Lane
، 931 : علقك ؛
Vorwort
و نسخههاى ب و پ : يعبقك « به تو مىرسد » .
( 60 ) . ريط . پارچهء نازك ، لباس زنانه از يك تكه كامل پارچه .
Lane
، 1200 .
( 61 ) . مشمعلّة . اين بيت در لسان العرب ،
II
، ص 596 آمده و در آنجا مسبغلّة « روغنمالىشده » نوشته شده است .