تفسير و تأويل ( ظهر و بطن )
اين دو اصطلاح را در مجالى ديگر شرح دادهايم « 1 » و در اينجا ، آنچه را به موضوع كتاب ارتباط دارد ، ياد مىآوريم تا تكميلى بر مباحث پيشين نيز باشد :
تفسير برگرفته از « فَسَر » به معناى « آشكار كرد » و « پرده برداشت » مىباشد . اين واژه در اصطلاح عبارت است از ابهام زدايى از عبارت مشكلى كه در رساندن مراد ، ابهام دارد .
« تفسير » از حيث ساختار لفظى ، مزيد فيه و ازباب تفعيل است وبيانگر عنايت بيشتر و مبالغه در تلاش براى كشف معانى مىباشد ؛ همچون تفاوت بين « كَشَفَ » و « اكتَشَفَ » كه دومى ، دلالت بر تلاشى فزونتر و كوششى سختتر بيشتر براى دستيابى به مقصود مىكند ؛ بنابراين اخصّ از ثلاثى مجرد است ؛ چرا كه حروفِ بيشتر ، دلالت بر معانى بيشتر دارد . « 2 »
بر اين اساس ، تفسير تلاشى است براى كشف معنا و به كار بستن توان براى كنار زدن پرده از چهرهء آيات مشكل . بدين سان ، تفسير در جايى است كه پوشيدگى ( ابهامى ) لفظى يا معنوى در چهرهء آيه وجود دارد كه بر طرف ساختن آن ، تلاش و
هامش
( 1 ) . بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 9 .
( 2 ) . زيادة المبانى تدلّ على زيادة المعانى .