آيات قرآن را داراى رسالتى جاويد مىبيند .
براى نمونه به اين سخن خداوند متعال بنگريد :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 1 » ؛ « و پيش از تو [ هم ] جز مردانى كه بديشان وحى مىكرديم ، گسيل نداشتيم ؛ پس اگر نمىدانيد ، از آگاهان بپرسيد . »
آيه در شأن مشركانى نازل گرديد كه در مورد جايگاه پيامبر تشكيك كرده ، مىپرسيدند : آيا پيامبر مىتواند از جنس بشر باشد ؟
آيه بر اساس مفهوم ظاهرىِ مطابق مورد نزولش ، براى زدودن اين ابهام مشركان نازل گرديده است ، ولى با مفهوم فراگير خود ، همهء ناآگاهان به اصول يا فروع دين را شامل مىشود و [ طبق اين آيه ] بر اوست كه به دانايان مراجعه كند . اين ، همان رسالت جاويد آيه است . مفهوم ياد شده ، مستندى عقلانى - وحيانى است كه دانشمندان در هر زمان و مكان ، براى [ اثبات ] ضرورت مراجعهء عموم مردم به متخصصان ، در همهء معارف و دانشها ، بدان استدلال كردهاند .
تأويل ؛ گونهاى مدلول التزامى
مفهوم برخاسته از تأويل - كه از آن به بطن ياد مىشود - از نوع مدلول التزامى كلام ، آن هم لازم غير بيّن « 2 » است ؛ بنابراين تأويل ، تبيين معنايى است كه آيه با دلالتى
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) 43 .
( 2 ) . دلالت لفظى بر سه نوع است : دلالت مطابقى بر تمام موضوع له ؛ دلالت تضمّنى بر هر يك از اجزاىموضوع له و دلالت التزامى بر لازمِ خارج از ذات موضوع له ؛ مانند دلالت [ التزامى ] خورشيد بر نور و حرارت . دلالت التزامى ، خود ، بر دو گونه است : دلالت بر لازم بيّن و دلالت بر لازم غير بيّن . لازم بيّن بر دو قسم مىباشد : بيّن به معناى اخص و بيّن به معناى اعم ؛ آنسان كه دانشمندان منطق توضيح دادهاند .
بيّن اخص آن است كه مجرد تصور ذات ملزوم ، تصور لازم را در پى دارد ؛ مانند تصور نور هنگام تصور خورشيد . بيّن اعم آن است كه تصور لازم همراه با تصور ملزوم و تصور نسبت بين آن دو ، جزم به لزوم را در پى دارد ؛ مانند تصور زوجيت براى عدد چهار يا تصور اين كه دو نصف چهار است .
لازم غير بيّن آن است كه جزم به لزوم ، افزون بر تصور لازم و ملزوم ، به تبيين و استدلال نياز دارد .