توجهى فزونتر را مىطلبد ؛ تلاش و توجهى كه مفسر با توانمندى خود ، آن را به كار مىبندد .
در جاى ديگر « 1 » گفتهايم كه پوشيدگى معنا ، اسباب و عللى دارد . برخى از آنها به بلنداى معنا و كوتاهى لفظ بازمىگردد و برخى به اجمال لفظ كه نيازمند بيان و تفصيل است و مانند اين اسباب كه به فصاحت و بلاغت سخن ، خللى وارد نمىسازد ؛ آنسان كه شرح دادهايم .
با اين بيان ، تفاوت تفسير با ترجمه آشكار مىگردد ؛ چرا كه ترجمه آنجاست كه نسبت به معناى لغوى الفاظ ، ناآگاهى باشد و دستيابى به آن براى فرد آشنا با لغت ، تلاش و زحمت چندانى ندارد .
واژهء تأويل برگرفته از « أول » به معناى « بازگشت » است و تأويل ، بازگرداندن مىباشد ؛ خواه بازگرداندن به وجه قابل قبول ، مانند تأويل در باب متشابهات ؛ يا بازگرداندن به مفهوم كلى آيه ، آن گاه كه اكتفا بر ظاهر - كه بر اساس تنزيل ، خاص مىنمايد - صحيح نباشد .
تأويل نزد اهل تفسير ، دو اصطلاح دارد : يكى ، اختصاص به باب متشابهات دارد ؛ به معناى بازگرداندن سخنان « 2 » و رفتارهاى « 3 » تشابه به وجه معقول و پذيرفتنى ؛ بنابراين تأويل بدين معنا ، نوعى تفسير است كه همراه با رفع ابهام از آيه ، اشكال آن را نيز بر طرف مىسازد و هم زمان به رفع [ ابهام ] و دفع [ اشكال ] مىپردازد .
بر اين اساس ، تأويل در باب متشابهات به معناى بازگرداندن آن به صورتى است كه عقل و شرع آن را بپذيرد .
هامش
( 1 ) . التمهيد فى علوم القرآن ، ج 9 ، ص 17 - 21 و ج 3 ، ص 12 .
( 2 ) . چنان كه در اين آيه آمده است :« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ »؛ « اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است ، براى فتنه جويى و جُستن تأويل آن [ به دلخواه خود ] ، از متشابهِ آن پيروى مىكنند ؛ با آن كه تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش ، كسى نمىداند . » ( آل عمران ( 3 ) 7 ) .
( 3 ) . چنان كه در داستان موسى و همراهش آمده است :« سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً »؛ « به زودى تو را از تأويل آنچه نتوانستى بر آن صبر كنى ، آگاه خواهم ساخت . » ( كهف ( 18 ) 78 )