پرش به محتوای اصلی

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحه 54

پدیدآورندگان:

ص۵۴
حقوق باشد بدون اضافه به مال نفس ، چه آن كه معتبر نباشد عدالت در التقاط و آثار آن يا آن كه محفوظ باشد در سفيه در غير ماليات . آيا معتبر است « اسلام » در ملتقِط نسبت به لقيطِ محكوم به اسلام چنانچه معروف است ، يا نه چنانچه مقتضاى اطلاقات است ؟ اجود تفصيل است بين اندفاع ضرر و ضرورت به التقاط مسلم پس جائز نيست و صحيح نيست التقاط غير و لازم است اخذ مسلم از غير ، و صورت عدم اندفاع ضرر و ضرورت مگر با التقاط غير مسلم پس جائز است نسبت به آثارى كه بر له اسلام و مسلم است و جائز و موثّر نيست نسبت به آثارى كه بر عليه اسلام و مسلم است ؛ و در مراتب غير اسلام ، رعايت مىشود ترتيب بين اقرب به اسلام و ابعد از شرك ، مثل ترتيب بين اسلام و كفر ؛ و همچنين در التقاط كافر ، لقيط محكوم به كفر يا غير محكوم به اسلام را ، رعايت ترتيب لازم است بنا بر احوط ؛ و باقى مىماند در اطلاقات ، التقاط مسلم ، كافر را . و آن چه ذكر شد مستند به مرتكزات دينيّه است در تقييد اطلاقات و در عمل به آنها در مورد متقدّم . و به همين مناسبت در ثبوت و اثبات ، جائز نيست بنا بر اظهر التقاط غير عارف ، ولد عارف را ، بخلاف التقاط فاسق ، ولد عادل يا فاسق را ، به جهت اداى دويّم به عدم جواز التقاط نوعاً بخلاف اولى ، و براى آن چه در ترك التقاط فاسق است از مضارّ و مفاسد ترك التقاط لقيط رأساً بخلاف اختلاف مذهب كه مضرت آن قابل انكار يا جبران نيست ؛ پس انتزاع از يد غير عارف ، لازم است بر حاكم مقتدر بخلاف انتزاع از يد فاسق كه محمول بر ندب با وجود شرائط و عدم موانع است . بلكه اخذ از يد ملتقط ، جائز و نافذ است اگر التقاط او بىاثر و غير جائز و غير نافذ باشد به سبب مخالفت در مذهب يا غير آن ، و اختصاص به حاكم ندارد و جائز است براى هر قادر كه موافق در مذهب باشد و واجد شروط التقاط باشد . و اما فاسق اگر به سبب خصوصيت او و خصوصيت لقيط به نحوى بود كه بقاى لقيط در يد او مخوف بود دور نيست مداخله حاكم پس اگر صلاح ديد انتزاع از يد او مطلقاً يا در خصوص