چنين مىشود :
« لا تشدوا الرحال إلى قبر إلّاثلاثة مساجد »
و چنين سياقى ناهماهنگ بوده و شايسته بلاغت نبوى نمىباشد ، چراكه مستثنى از زمره و جنس مستثنى منه نيست و اصل اين است كه مستثنى از جنس مستثنى منه باشد و قلب انسان عالم ، از نسبت دادن چنين كلامى به پيامبر صلى الله عليه و آله آرام نمىگيرد و جايز نيست كه قبر را بهعنوان مستثنىمنه منظور نماييم .
حال « مستثنى منه » مقدر را مىتوانيم « مكان » فرض كنيم بنابراين فرض روايت چنين مىشود :
« لا تشدوا الرحال إلى مكان إلا إلى ثلاثة مساجد »
كه معنى روايت چنين مىشود كه براى هيچ چيزى چه تجارت ، چه علم ، چه انجام امور خير بار سفر بستن جايز نيست و فقط براى اين سه مسجد جايز است . و چنين تعبيرى باطل و نفسانى است .
بنابراين ، روايت مذكور كه مستثنى دارد و مستثنى منه ندارد ، به اتفاق زبانشناسان بايد تقديرى داشته باشد و تقدير آن يكى از اين سه احتمال است و وجه چهارمى براى آن متصور نيست :
1 - اينكه تقدير آن لفظ « قبر » باشد و روايت چنين شود :
« لا تشدوا الرحال إلى قبر الا إلى ثلاثة مساجد » .
اين تقدير بنا بر نظر كسانى است كه استدلال به اين حديث براى تحريم سفر به قصد زيارت مىكنند و مىبينى كه اين تقدير خشك و بىربط است و كسى كه اندك آشنايى به زبان
مفاهيم يجب أن تصحح ( وهابيت بازنگرى از درون ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: محمد بن علوي المالكي
ص١٤٤