لحوق و نفى لحوق است ؛ و اين كه توريث نمىشود ، و وصيت براى او خوب است . و اقوى در هر دو ، عدم اعتبار به ظنون است ، مثل عدم شباهت به ابوين ، و لحوق به فراش در هر دو صورت متعين است .
ولد موطوئهء به شبهه
وطى به شبهه ، مثل وطى صحيح است در لحوق نسب ؛ و اگر از خصوص واطى ، شبهه باشد ، لحوق مختص به او است ؛ و اگر از خصوص موطوئه ، شبهه باشد ، لحوق مختص به او است . و فرقى بين زوجهء غير يا امهء غير كه گمان كرده باشد زوجه خود يا امه خود است ، نيست ؛ لكن در امهء غير ، ضامن عقر و قيمت ولد در روز تولدش با حيات است .
تعدّد واطى به شبهه
و اگر دو وطى به شبهه قبل از ولادت باشد ، با قرعه تعيين مىشود با مساوات در امكان لحوق ؛ و گر نه به آن كه شرط امكان را واجد است با عدم معرفت مقدم و مؤخر ؛ و با معرفت او ، ملحق به مؤخّر مىشود ، چنانچه در ترتّب ملكيت گذشت .
و همچنين در تعدّد وطى شبهه با وطى به عقد صحيح چنانچه گذشت . و گذشت ترجيح به فعليّت فراش . و زوال فراش شبهه به انقضاى عدهء وطى به شبهه است .
و اگر زوج وطى كرد در اثناى اين عدهء وطى به شبهه ، زانى نيست اگر چه عاصى است ؛ و آن هم فراش است و به او ملحق مىشود با وجدان شروط و عدم وجدان وطى به شبهه شروط لحوق را .
و اگر صلاحيت لحوق بهر دو بود ، با قرعه تعيين مىشود ؛ و با مرجّحات متقدمه ، ترجيح داده مىشود در صورت تعدّد فراش و معلوم بودن سابق و لاحق .
ازدواج با اعتقاد شوهر دار نبودن و حكم ولد
اگر به اعتقاد خالى بودن از شوهرِ زنده ازدواج كرد و صاحب اولاد شد پس از آن معلوم شد حيات زوج ، ردّ به اوّل مىشود بعد از عدهء دومى ، و اولاد ، مال دومى است . و اين حكم جارى است در جميع موارد تحقق شبهه بهر سببى باشد .