خصاء
خصاء : كه عبارت از كشيده شدن بيضتين باشد ، يا اعم از كوبيده شدن آنها ، موجب تسلط زن است بر خيار فسخ با جهل او و تدليس شوهر . و دخول بدون انزال ، كه از او ميسور است ، موجب استحقاق مهر است ، و به مدلَّس رجوع مىشود .
الحاق وجاء به خصاء و دور نيست الحاق « وجاء » ( كه كوبيده شدن باشد ) به خصاء ، اگر موضوعاً از افراد آن نباشد . و فرقى بين اين كه اين دو به اختيار حاصل شده باشند ، يا آن كه بحسب خلقت چنين باشند نيست .
و متيقن از مورد خيار ، سبق اين عيبها بر عقد است ؛ و در ثبوت خيار در مقارن با عقد يا لاحق قبل از وطى ، تامل است ، اظهر عدم ثبوت است در موارد عدم تدليس .
عنن
عنن : كه مانع از ادخال است موجب خيار فسخ است در صورتى كه عجز مخصوص به يك زن نباشد ( كه معلوم يا محتمل حصول خصوصيت مانعهء در زن باشد يا از مرد نسبت به آن زن ) و بعد از ادخال حاصل نشود اگر چه يك دفعه بوده است . و فرقى بين سابق بر عقد و متجدد نيست .
و اظهر عدم اختصاص در نفس اين عيب در مرد است نسبت به زنها ، پس تردّد در آن قابل زوال است قبل از عرض بر زنهاى ديگر . و همچنين كسى كه قادر بر وطى در دُبُر است ، صاحب اين عيب نيست بنا بر اظهر ؛ و بنا بر عدم جواز ، حكم عجز از وطى در قُبُل ، حكم عجز از وطى است به سبب عوارض خاصه ديگر از منفّرات .
و اگر عارض شد بعد از عقد ، در حالى كه بعد از عقد ، زن ديگرى را وطى نموده بوده و نتوانست معقوده را وطى نمايد اگر چه يك مرتبه باشد ، اظهر ثبوت خيار است براى معقوده . و اگر زن راضى شد به بقاى زوجيّت با علم به اين عيب ، خيار او ساقط است ، و فسخ بعد از رضاى او مؤثر نيست .