و « مناضله » : مسابقه در تير اندازى است .
« سباق » : اعم از مسابقه با اسب ( كه « رهان » اسم خاص آن است ) و تير اندازى است ( كه « نِضال » اسم خاص آن است ) .
« رَشق » : ( بفتح ) تيراندازى ، و ( بكسر ) عدد تيرهائى كه هر كسى مجموع آنها را استعمال مىنمايد .
و « رِشق وجه و يدٍ » ( بكسر راء ) : به معناى پشت هم تيرها را انداختن به نحو اتصال در جهت واحده تا تمام شود عدد مقصود .
اسامى تيرها با توجه به اصابت به هدف و براى سهم در حال تيراندازى اسمائى مذكور است و براى آنها معانى ذكر شده ، و در مغايرت بعضى از آنها با بعضى ديگر تأمل است . از آنها : « حابى » و « خاصر » و « خازق » و « خاسق » و « خارق » و « خارم » است ؛ پس حابى آن است كه بر زمين برسد و از آنجا مندفع به غرض بشود . خاصر آن است كه به يكى از دو طرف هدف برسد . خازق آن است كه خدشه اى در هدف برساند . خاسق آن است كه نفوذ نمايد در هدف . خارق آن است كه برسد به هدف و خارج شود از آن . خارم آن است كه اثرى در كنار هدف بگذارد .
« غَرَض » آن است كه مقصود متعاملين اصابهء آن است و به آن « رُقْعه » مىگويند . و « هَدَف » محل غرض است از خاك يا ديوار و غير آنها . و به غَرَض « قرطاس » هم گفته مىشود از هر چه باشد . و گاهى نقشى در غرض قرار داده مىشود مثل هلال و به آن « دائره » اطلاق مىنمايند ، و در وسطْ چيزى قرار داده مىشود و به آن « خاتم » اطلاق مىنمايند .
و تحقق اصابت تابعِ شرط است : ممكن است هدف كافى باشد با شرط ، و ممكن است غير خاتم كافى نباشد با شرط . و بر اسامى حكمى مرتّب نيست مگر آن كه در قرارْ شرط شود مسمّى به اسمى در عرف ، و آن معلوم باشد نزد متعاملين .
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص٣٢٤