تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

[ كتاب السبق و الرماية ]

فصل اوّل الفاظ و اصطلاحات

و آن : « معامله است بر اجراى خيل و مناضلت با تير ، براى معرفت سابق ، از مركوب و راكب و رامى » . و در صحّت اين معامله و مشروعيّت آن ، خلافى نيست .

الفاظ مستعمله در اين باب

و شرح الفاظ مستعمله در اين باب از اين قبيل است : « سابق » : تعيين مىشود مراد از آن به عرف متعاملين ، پس حمل مىشود بر ثابت از سبق ، به تمام يا به اذُن يا به عُنُق و كاهل . و تقييد آنها بر خلاف متفاهم عرف از اين كلمه ، متّبع است . « مُصلَّى » : اسبى است كه محاذات نمايد سر او با استخوانهاى يمين و شمال ذنبِ سابق به معنى متقدّم . و « تالى » و « بارع » و « مرتاح » و « حظَّى » و « عاطف » و « مؤمِّل » و « لطيم » و « سُكَيت » و « فِسْكِلْ » هر كدام متأخّر از مذكور در سابق بر آن است . و ممكن است مرادِ متراهنين مطابق مفهوم لغوى نباشد ، و متّبع دالّ بر مراد است . و « سبق » : ( به سكون ) مصدر و معاملهء خاصه است ؛ و ( بفتح ) عوض در اين معامله و از آن تعبير به « خَطَر » مىشود . و « محلِّل » در عقد سبق به نحو اشتراط مذكور است ، كه آخذ است اگر سابق باشد ، و گر نه بر او چيزى نيست . و « غايت » : منتهاى مسابقه است .