و اگر وديع نكول كرد از حلف بر نفى علم به تعيين ، و ايقاع حلف كردند بر علم به تعيينْ هر كدام از دو مدّعى ، اظهر تغريم قيمت است براى محروم از آنها ( در حلفى كه ايقاع مىنمايند ، يا قرعه اى كه تعيين مىنمايد ، كه گذشت رجحان آن ) به مقدار محروميّت او ؛ پس عين را به مجموعْ تسليم مىنمايد و پس از قرعه يا تحالف ، آن چه را كه محروم مىشود هر كدام كه مدّعى تمام عين است ( از عين يا تمام قيمت ) به او تسليم مىنمايد قيمت را به مقدار محروميّت او .
ادّعاى جهل به مالك توسط وديع و اگر وديع گفت نمىدانم مالك كيست ، هر دو يا يكى از دو يا غير آن دو و هر دو مدّعى ، ادّعاى علم كردند به مالك معيّن از آن دو ، پس مقدم است قول او با يمين او بر نفى علم ؛ و اگر ايقاع حلف كرد ، اقرار مىشود در يد او تا تعيين شود مالك او در شرع ، و لكن اولى بلكه متعيّنْ تسليم به امين هر دو در صورت انحصار حق در دو نفر ، و به حاكم در صورت عدم انحصار است ؛ و اگر نكول از حلف كرد ، پس گذشت تسليم به عين و قيمت به هر دو با حلف ايشان بر علم او براى ايصال به محروم از آن دو به قدر محروميّت ؛ و اظهر تعيين مالك است در اختلاف بين آن دو ، با قرعه چنانچه گذشت ، با تفاوت عدم يد رأساً در اين فرض .
اختلاف در قيمت ، بعد از تلف
12 - اگر با اعتراف به تفريط يا اثبات آن ، تلف شد و در قيمت اختلاف شد ، قول وديع كه منكر است زيادتى آن چه را كه ذمهء او مشغول به آن است ، مقدم است .
فوت مودِع
13 - اگر مودِع وفات كرد ، تسليم مىشود وديعه به وارث او در صورت اتحاد ؛ و به همه يا قائم مقام همه ( از قبيل وكيل همه ) در صورت تعدد ، و اگر رعايت وكالت يا ولايت بر مجموع نكرد و تسليم بعض كرد ، حصهء بقيه را ضامن است .