تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
دو به ديگرى نمىنمايد مگر آن كه عاملْ اجرت المثل عمل را از مساقى مطالبه نمايد در صورت غرور يا مطلقاً ، چنانچه گذشت .

زمان مملوكيّت فائده

11 - فائده مملوك مىشود براى صاحب اصل و عامل ، به ظهور ثمره بنحو قابل تملَّك ، و متأخّر نمىشود ملكيّت آن تا بدوّ صلاح ثمره ؛ پس واجب مىشود زكات بر هر دو در صورت بلوغ نصيب هر يك به نصاب زكات به واسطهء نموّ در ملك ، با ملاحظهء آن چه مذكور در زكات است از اعتبار تمكَّن از تصرّف و اخراج مئونه .

فرض تملَّك مغروس توسط عامل

12 - اگر زمينى را دفع كرد به شخصى براى غرس شجر در آن كه در تقدير اين عمل و ظهور شجر ، مغروسها بين مالك زمين و عامل باشد به تنصيف مثلًا ، اين عقد به اين صورت باطل است ، بلكه محتاج به صلح يا اجارهء صحيحه است تا اين نتيجه حاصل بشود ؛ پس بدون عقد صحيح ، مغروسْ ملك صاحب اصل آن است و صاحبِ زمينْ حق ازالهء مغروس را دارد ؛ و در صورت جهل به بطلان عقد مذكور ، استحقاق اجرت زمين را تا آخر يا تا زمان قلع دارد و همچنين اجرت اصلاح حفره ها را ؛ و بر او است بعد از ازاله ، ارش نقصان مغروس و تفاوت ما بين باقى با اجرت با استحقاق قلع با اداء ارش ( يعنى آن چه بر او است از ناحيهء قلع ) ، و مقلوع ، كه ارش را ( يعنى آن چه از ناحيهء قلع ، براى مالك آن مىشود ) صاحب آن كه مستحِقّ است ، بگيرد . پيوند درخت تركيب مغروسى با غرسى ديگر ، به منزلهء اضافهء غرس بر مغروس ديگر است در احكام ، در مالكيّت نماء ، و در ثبوت اجرت براى صاحب زمين و اصلاح زمين ، و بر او است ارش بعد از قلع ، و سائر آن چه ذكر شد ، در صورت علم به فساد معامله .
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 145 | الشيخ محمد تقي بهجت