تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
آن مىشود ، اگر چه ثمر مثل برگ توت ( كه ميوهء توت ندارد بلكه ميوه اش برگ است در بعض اماكن ) و حناء ، باشد . و الحاق آن چه معلوم است بقاى آن بيش از يك سال ( مثل زعفران ) به متيقن از اشجار ( مثل درخت خرما و انگور ) كه مورد مساقات است ، خالى از وجه نيست ؛ و همچنين درختهاى كوچك از خرما و امثال آن اگر مدت مساقات طولانى باشد به نحوى كه در آن مدت غالباً ميوه مىدهند ، بخلاف مدتى كه غالباً در آن ميوه نمىدهد مثل آن . و اگر تلف ثمره به آفت سماويه و نحو آن شد ، كشف از بطلان عقد در مورد تلف مىنمايد ، و گذشت در مزارعه ، كلام در اجرت المثل ؛ و اگر به اختيار عامل بود ، پس بر او است حصهء مالك ، يعنى ماليّت آن يا اجرت المثل يعنى اقل از آنها .

مدّت مساقات

معتبر است در صحّت مساقات ، تعيين مدت به يك سال يا دو سال مثلًا ؛ و در اقل از سال ، به مقدارى كه متجاوز يا مقارن با ادراك ثمره باشد بنا بر اظهر ؛ و در اكتفاى به تقدير به ادراك ثمره با غلبهء مدتى ، وجهى است و گذشت در مزارعه ، و نيز گذشت حكم صورت اتفاق تأخر ادراك ، از غالب .

عمل در مساقات

اطلاق مساقات ، اقتضا دارد كه بر عامل باشد آن چه از مقدمات عملِ معهود در هر سال ، متكرّر مىشود ؛ و بر مالك باشد آن چه يك مرتبه احداث مىشود و بنا بر ادامهء آن است بحسب غالب تا سالهاى ديگر . و از قبيل اوّل است ، اصلاحات هر ساله و مقدمات آن ، مثل كشت و آلات و عوامل و تهذيب اشجار ، و آن چه دخالت در اثمار يا ازدياد آنها و مرغوبيت آنها داشته باشد . و اظهر در عوامل ، انتفاى لحوق به عوامل حرث است كه بر عامل است مگر با تعارف يا اشتراط ، خلاف و همچنين مادهء تلقيح . و از قبيل دوّم است ، مثل بناى جدار و آلات سقى و انشاى نهر و مجارى هميشگى