تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
كردن ، و بعضى همان كفّارهء تنها را واجب دانسته‌اند كه يك شتر بوده باشد .

5 - استعمال عطر

پنجم - استعمال طيب « 1 » ، يعنى بوهاى خوش ، مثل مشك و زعفران و كافور و عود و عنبر ، به بوييدن يا ماليدن بر بدن يا خوردن يا پوشيدن چيزى كه در آن بوى خوش بوده باشد ، هر گاه اثر آن باقى است . و اگر محتاج به خوردن يا پوشيدن شود ، دماغ خود را بگيرد . و احوط بلكه خالى از قوت نيست ، وجوب ترك استعمال رياحين « 2 » و غايت احتياط « 3 » ، ترك بوييدن ميوه هاى خوشبو است ، مثل سيب و بِه و شبه آن ، اگر چه خوردن آنها ضررى ندارد ؛ چنانچه ظاهر بعضى اخبار ، دلالت مىكند بر هر دو مطلب . و مشهور آن است كه خلوقِ كعبه و آن چيزى است كه كعبه را به آن خوشبو مىكنند - « 4 » مستثنى است از حكمِ بوى خوش ، و چون مشتبه است مصداق آن ، احوط امساك است « 5 » از آن . و استثنا كرده‌اند نيز ، شنيدن بو را در وقت گذشتن از بازار عطَّاران كه در ما بين
هامش
« 1 » حكم در غير ادهان طيّبه كه متّخذ براى طيب هستند و غير اربعه كه رابعش مردد بين ورس و عود است و ثلاثه اش مسك و عنبر و زعفران است ، مبنى بر احتياط است و محل تأمّل است . « 2 » قوّت وجوب ، مورد تأمّل است . « 3 » رعايت آن لازم نيست على الأقوى . « 4 » با خصوصيّتى در ساختن آن . « 5 » در صورتى كه معلوم باشد دخول ممنوع و لو بحسب الاحتياط در آن و معلوم نباشد تسميهء به خلوق كعبه ، و الَّا اقوى عدم حرمت است ( للأصل ) .