دو در دريا كند ، و همچنين حيوان اهلى مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر اهلى .
و هر شكار [ ى ] كه حرام است ، جوجه و تخم آن نيز حرام است . و اگر مُحرِمى صيدى را ذبح كند ، مشهور آن است كه « 1 » ميته خواهد بود در بارهء مُحرم و مُحل . و ملخ ، در حكم شكار صحرايى است .
2 جماع و التذاذ
دوّم - جماع كردن با زن « 2 » و بوسيدن و بازى كردن و نگاه كردن به شهوت « 3 » ، بلكه مطلق التذاذ و استمتاع به زن .
و بدان كه اگر كسى در احرام ، جماع كند با زن يا مرد « 4 » ، چه در قُبل و چه در دُبر نه از روى نسيان و يا نادانى ، پس اگر در عمره است ، اگر پيش از سعى واقع شده ، عمرهء او فاسد است و بر او يك شتر لازم است كفّاره بدهد و عمره را تمام كند و آن را اعاده مىكند .
و اگر عمرهء تمتّع باشد ، پيش از حج آن را به جا مىآورد ؛ و اگر وقت تنگ باشد ، حج او افراد مىشود ؛ پس بعد از حجّ ، عمرهء مفرده به جا مىآورد و احوط اعادهء حجّ است در سال آينده .
و هر گاه [ اين عمل ] بعد از سعى باشد ، همان كفّارهء تنها بر او لازم است .
و اگر در احرام حجّ اين عمل شود ، اگر پيش از وقوف عرفه و مشعر بوده ، حج او نيز فاسد است اجماعاً ، و واجب است آن را تمام نمايد و قضاى آن در سال ديگر « 5 » نمايد ؛ و همچنين
هامش
« 1 » و همين قول مشهور ، احوط است .
« 2 » چه اهل او باشد و چه اجنبيّه .
« 3 » قدر متيقّن ، قيديّت شهوت است براى نظر به اهل ؛ و در قيديّتش براى نظر به غير اهل و غير نظر ، تأمّلى است كه خواهد آمد .
« 4 » با اختلاف طرفين و عدم اختلاف على الأظهر .
« 5 » فوراً و تفريق در حَجّتَين على الأحوط به نحوى كه در تعليق در حكم چهارم ذكر نمودهايم .