شدن بر عقد و اقامهء شهادت « 1 » هر چند متحمّل آن شده باشد در غير حال احرام . و احوط ترك خِطبه است « 2 » ، يعنى خواستگارى زن .
و اما رجوع به مطلَّقهء رجعيّه ، پس بىعيب است ؛ و همچنين خريدن كنيز هر چند به جهت استمتاع باشد ؛ بلى اگر مقصودْ استمتاع در حال احرام بوده باشد ، احوط ترك آن است ، بلكه بعضى جزم به حرمت كردهاند ، چنانچه احوط ترك تحليل كنيز است و قبول تحليل آن .
و بدان كه كسى كه عقد كند زنى را در حال احرام براى مُحرمى و مُحرم دخول كرد ، پس بر هر يك از ايشان يك شتر كفّاره است ؛ « 3 » و اگر دخول نكند ، بر هيچ يك كفّاره نيست . و همچنين كفّاره لازم است بر عاقد از براى مُحرم با دخول ، هر چند عاقدْ مُحلّ باشد ، بلكه بر زن كه مُحلّ باشد هر گاه بداند كه شوهر مُحرم است .
4 - استمناء
چهارم - استمناء است ، يعنى طلب نزول منى به دست يا غير آن هر چند به خيال بوده يا ملاعبهء با زن خود يا كسى ديگر .
و بدان كه انزال منى به استمناء ، بعضى آن را مفسد حج دانستهاند « 4 » ، مثل جماع
هامش
« 1 » على الأحوط .
« 2 » براى خود يا غير اگر چه هر دو مُحرم باشند ، و اقرب جواز است ، همچنين تحليل كنيز و قبول آن .
« 3 » با علم به حرمت . و همچنين است تقييد در عاقد مُحل براى مُحرم با دخول . و همچنين است مرأهء مُحرِمه در تقييد ، مثل مُحلَّه اى كه عالم است به مُحرم بودن زوج و حرمت ازدواج با مُحرِم . و اقوى حرمت ابديّه است در عقد مُحرم براى خود با علم به حرمت .
« 4 » و اين قول احوط است در استمناء به مثل عبث به ذَكَر و نحو آن از محرَّم بر غير مُحرِم ، پس ترك نشود احتياط به قضاء حج .