بلكه احوط مبادرت « 1 » به ازالهء نجاست است از بدن نيز . و بعضى از علما « 2 » منع نمودهاند از حرير خالص در جامهء احرامِ زن و خالى از قوّت نيست ، با آن كه احوط است . بلكه بعضى تصريح فرمودهاند كه احوط آن است كه زن در جميع احوال ، حرير « 3 » خالص نپوشد و احوط آن است كه از جنس پوست نباشد « 4 » بنا بر آن كه در عرف عرب ، ثوب بر آن صدق نمىكند ؛ و همچنين منسوج بوده باشد ، نه مثل نمد ، ماليده باشند .
[ مقصد چهارم ] تروك احرام
مقصد چهارم در تروك احرام است چون دانستى كه حقيقت احرام ، توطين نفس است بر ترك امورى كه خواهد آمد ، پس ناچار است از معرفت آن امور ، بلكه احوط ، مراجعهء آنها است پيش از نيّت احرام تا قصد كفِّ از آنها نمايد ، بلى التفات به آنها تفصيلًا در وقت نيّت احرامْ لازم نيست . و آن چند امر است :
1 - شكار حيوان صحرايى
اوّل - شكار صحرايى كه وحشى باشد ، مگر در صورت خوف اذيّت از آن .
و حرام است نيز خوردنِ آن و نگاه داشتن او ، هر چند كه مالك او بوده باشد قبل از احرام و به همراه خود آورده باشد ، و [ نيز حرام است ] اعانت كسى كه او را شكار كند به هر نوع از اعانت .
و اما شكار دريايى ، پس باك به آن نيست و مراد به آن ، حيوانى است كه تخم و جوجه هر
هامش
« 1 » اظهر عدم وجوب تطهير بدن در احوال احرام است .
« 2 » اقوى خلاف اين منع است ، اگر چه احوط است .
« 3 » اظهر جواز است در جميع احوالِ احرام ، اگر چه احوط ترك است .
« 4 » اقوى جواز احرام در ملابس غير ممنوعه در صلات است ، اگر چه پوست يا غير منسوج باشد .