تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

فراموشى احرام

و اگر فراموش كند احرام را و به خاطرش نيايد مگر بعد از اتمام جميع واجبات « 1 » ، پس جمعى آن عمره را باطل مىدانند ، و بعضى آن را صحيح مىدانند ، و اين قول بعيد نيست ، « 2 » و احوط اوّل است .

ترك عمدى احرام و جهل به احرام

و اگر كسى عمداً ترك كند احرام را و ممكن نشود او را تدارك او از ميقات ، پس اقوى فساد عمرهء اوست ، اگر چه احوط احرام است « 3 » از هر مكانى كه ممكن باشد مثل ناسى ، و اتيان به عمره است و قضاى آن بعد از آن ؛ و اما جاهل ، پس اقوى « 4 » صحّتِ عمرهء آن است . و بدان كه شرط احرام ، طهارت از حدث اصغر و اكبر نيست ؛ پس جايز است احرام از جنب و حائض و نفساء ، بلكه غسل احرام از براى حائض و نفساء ، مستحبّ است .

[ مقصد سوّم ] واجبات احرام

مقصد سوّم در واجبات احرام و آن چه متعلَّق به آنها است . اما واجبات در احرام ، پس سه چيز است :

نيّت

اوّل - نيّت است به آن كه قصد كند احرام بستن از براى عمرهء تمتّع « 5 » حَجَّة الاسلام
هامش
« 1 » و همچنين است جهل موجب عذر . « 2 » محلّ تأمّل است صحيح بودن غير حجّ . « 3 » اين احتياط ترك نشود . « 4 » يعنى با احرام از محلّ رفع جهل اگر ممكن نباشد غير آن . « 5 » و مثل آن است ساير موارد احرام ؛ پس لازم است قصد امتثال و لوازم آن از تعيين نوع مطلوب از عمره يا حجّ و خصوصيّت قسم حجّ در آن موارد .