مُحِلّ شود . و مكروه است استعمال حناء « 1 » هر چند نه به قصد زينت باشد ؛ و دخول حمّام ؛ و ساييدن بدن ؛ و لبّيك گفتن در جواب كسى كه او را آواز كند ؛ و استعمال رياحين « 2 » . و بعضى الحاق فرمودهاند شستنِ سر به سدر و خطمى ، و شستنِ بدن به آب سرد ، و مبالغه در مسواك كردن ، و ساييدنِ رو ، و مصارعه ، يعنى كشتى گرفتن .
[ مقصد دوم ] مواقيت
مقصد دوم در مواقيتِ احرام است . بدان كه محلّ احرام بستن كه آن را « ميقات » مىنامند ، مختلف مىشود به اختلاف طرقى كه مكلَّف از آنها عبور مىكند و به مكَّه مىرود .
ميقات از طرف مدينهء منوره : مسجد شجره
پس كسى كه راه او از مدينهء منوَّره باشد ، ميقات او « مسجد شجره » است و آن را « ذو الحليفه » مىگويند . و جائز است از براى او در وقت ضرورت « 3 » ، تأخير احرام تا ميقات اهل شام .
هامش
« 1 » جواز آن براى زينت ، مورد تأمل است . و اظهر جواز استعمال آن است قبل از احرام ، هر گاه اثر آن باقى بماند تا حال احرام .
« 2 » خواهد آمد تقويت ايشان حرمت را وفاقاً با آن چه منسوب به مشهور است در « حدائق » ؛ لكن حرمت در غير طيبِ مسلَّم الحرمه مانند مسك و زعفران و عنبر و كافور و ورس معلوم نيست ، بلكه جواز آن شمّاً و استعمالًا ، خالى از وجه نيست ، اگر چه احتياط در اجتناب عامّهء بوى خوش است .
« 3 » و جواز احرام از مسجد شجره در اين صورت با فعل مضطرٌّ اليه و فداء ، مورد تأمّل است . و اقرب جواز عدول اهل مدينه است از مرور به « ذى الحليفه » براى احرام از « جحفه » اختياراً و افضل ترك عدول است . و آيا صحيح است احرام از جحفه اختياراً اگر چه آثم به تأخير از مسجد شجره است ؟ خالى از تأمّل نيست با امكان مراجعت به ميقات اوّل .