تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

ميقات از طرف عراق و نجد : وادى عقيق

و كسى كه از راه « عراق » و « نجد » برود ، ميقات او « وادى عقيق » است ، [ كه ] اوائل آن را « مسلخ » مىگويند و اواسط آن را « غُميره » و اواخر آن را « ذات عِرْق » كه احرامگاه عامّه است . و افضل ، احرام است از مسلخ ، اگر به طور يقين معلوم شود ؛ و الَّا تأخير احوط است تا يقين كند « 1 » كه در « وادى عقيق » رسيده ، و احوط آن است كه « 2 » تأخير نكند تا به ذات عِرْق ؛ بلكه بعضى از علماى ما جائز نمىدانند تأخير را . و اگر تقيّه اقتضا كند تأخير را تا به « ذات عرق » ، پيش از رسيدن به آن جا ، نيّتِ احرام كند « 3 » و تلبيه را به اخفات گويد و رخت خود را در نياورد ، و اگر ممكن شود در بياورد در مخفى و جامهء احرام مىپوشد و باز آن را درمىآورد و رخت خود را مىپوشد و به جهت آن ، فديه مىدهد ، چنانچه خواهد آمد ؛ و جامه اى نپوشد تا به ذات عرق رسد ، آن وقت جامهء احرام را به پوشد و اظهار كند كه الحال محرم مىشوم .

ميقات از طرف طائف و يمن : قرن المنازل و جحفه

و كسى كه راه او از « طائف » باشد ، ميقات او « قرن المنازل » است . و كسى كه از راه « يمن » برود ، ميقات او « يلملم » است كه اسم كوهى است ؛ و كسى كه از راه « شام » برود ميقات او « جُحْفه » است ، ( به تقديم جيم بر حاء مهمله ) . و بدان كه احوط و اقوى ، لزوم تحصيل علم است به اين اماكن . و اگر علم ممكن نباشد ، بعيد نيست اكتفاء به ظنّ حاصل از پرسيدن اهل معرفت به اين اماكن . و كسى كه منزل او نزديكتر از اين مواقيت به مكَّه باشد ، ميقات او منزل او است . و كسى كه از راهى عبور كند كه به هيچ يك از مواقيت خمسهء مذكوره عبور نكند ، احوط در
هامش
« 1 » يا ثابت شود بنحو معتبر اگر چه از ناحيهء سؤال اهل خبره و اطَّلاع باشد ، چنان كه خواهد آمد . « 2 » و قول به خلاف مشهور و حكم به خروج ذات عرق از عقيق و ميقات ، ضعيف است . « 3 » براى طلب افضل كه احرام از اوّل عقيق است .