تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
حقّ او « 1 » آن كه احرام ببندد محاذى ميقاتى كه اقرب به سوى او مىباشد ، هر چند كه دور تر از ديگرى باشد به مكَّه و بعد از آن تجديد احرام كند در موضعى كه محاذى ميقاتى باشد كه نزديكتر است به مكَّه از آن ميقات سابق ؛ و اگر علم به محاذات ، ممكن نباشد ، ظاهراً كفايت مظنّه است ؛ « 2 » و بعضى گفته‌اند احرام مىبندد آن موضعى كه قبل از آن احتمال محاذات ندهد . و احوط از براى اين شخص ، مرور بر يكى از مواقيت است و احرام از آن جا . و بدان كه كسى كه عذرى از براى او از احرام بستن در ميقات خود به سبب فراموشى ، يا عذرى ديگر ، « 3 » روى دهد ، پس بعد از زوال عذر ، اگر ممكن باشد برگشتن به ميقات ، برمىگردد و الَّا احرام از همان جاى خود مىبندد ، مگر آن كه بعد از دخول حرم ، زوال عذر شود ، پس واجب است كه از حرم بيرون رود با تمكَّن و الَّا از جاى خود احرام مىبندد .
هامش
« 1 » و اقوى كفايت احرام اوّل است . و اگر در طريق او محاذات علميّه يا ظنيّه نباشد ، احوط ذهاب به سوى ميقاتى يا محاذات آن است ؛ و محتمل است جواز احرام از اوّل احتمال و تجديد آن در مقدار اقرب مواقيت به مكّه . « 2 » در صورتى كه موجب اطمينان يا حاصل از سؤال اهل آن محلّ باشد ، على الأحوط . « 3 » كه مسوّغ ترك باشد و لو ظاهراً از قبيل مرض و جهل به موضوع بدون تقصير . و ظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير ، در آن چه مذكور شد ، و بعيد نيست محكوميّت اغماء چنانچه متعقّب به افاقه قبل از حرم يا بعد از دخول آن قبل از فوت حجّ باشد ، به حكم مرض از حيث وضع و اجزاء . و كسى كه موظَّف است به خروج از حرم و احرام از خارج نه ميقات ، احوط آن است كه اگر عذر او جهل به حكم بوده با عدم تقصير ، به مقدار ممكن از حرم دور شود براى احرام . و در همهء صور ، رعايت عدم فوت حجّ ، بايد بشود . و رعايت احتياط مذكور كه بُعد از حرم باشد به مقدار عدم فوت حجّ ، در ساير عذرها ، ترك نشود .
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 219 | الشيخ محمد تقي بهجت