462 -
و آن حضرت فرمود : بردبارى و درنگ دو فرزند دوقلويند كه همّت بلند آنها را مىزايد .
463 -
و آن حضرت فرمود : غيبت كوشش ناتوان است .
464 -
و آن حضرت فرمود : چهبسا آدمى با ستايشى كه از او شود فريب خورد ( تكرار شمارهء 114 )
465 -
و آن حضرت فرمود : دنيا براى ديگرى به وجود آمده نه براى خودش .
466 -
و آن حضرت فرمود : بنى اميّه را عرصهء مهلتى است كه در آن مىرانند ، اگر در سلطنت و حكومت بينشان اختلاف پيدا شود ، آنگاه كفتارها فريبشان دهند ، بر آنان پيروزى يابند .
« مرود » در اينجا مفعل است از « ارواد » و آن مهلت دادن است . اين از فصيحترين و شگفتترين كلام است ، گويى امام عليه السّلام مهلتى را كه بنى اميّه در آن بودند تشبيه به ميدانى كرده كه تا پايان آن مىتازند ، و چون به نهايتش رسند نظام حكومتشان از بين مىرود .
467 -
و آن حضرت در مدح انصار فرمود : به خدا قسم اسلام را با بىنيازى پرورش دادند همچنان كه كرّه اسب از شير گرفته تربيت مىشود ، با دستهاى بخشنده ، و زبانهاى برنده .
468 -
و آن حضرت فرمود : ديده سربند نشيمنگاه است .
اين سخن از كنايات شگفتآور است ، انگار امام نشيمنگاه را به مشك و چشم را به بند تشبيه نموده ، چون بند را رها كنند مشك نمىتواند آنچه را در آن است نگاه دارد . مشهورتر و ظاهرتر اين است كه اين قطعه از سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، و عدّهاى آن را از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند . و اين سخن را مبرّد در كتاب « المقتضب » در باب لفظ به حروف ذكر نموده ، و ما در رابطه با اين كنايه در كتاب خود كه به مجازات آثار نبويه ناميده شده سخن گفتهايم .
469 -
در يكى از سخنان خود فرمود : بر آنان حاكمى حكومت كرد كه حق را برپا داشت و استقامت نمود ، تا دين استقرار گرفت .