تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠

450 -

و آن حضرت فرمود : كسى كه بدون آگاهى به احكام ، به تجارت برخيزد در ورطهء ربا افتد .

451 -

و آن حضرت فرمود : آن كه مصائب كوچك را بزرگ شمارد خداوند او را به مصائب بزرگ مبتلا سازد .

452 -

و آن حضرت فرمود : كسى كه خود را گرامى داشت شهواتش نزد او خوار شد .

453 -

و آن حضرت فرمود : مردى شوخى نكرد جز آنكه پاره‌اى از عقل خود را بيرون انداخت .

454 -

و آن حضرت فرمود : بىميلى تو به كسى كه به تو مايل است موجب كمى بهره ، و ميل تو به كسى كه به تو بىميل است خوارى نفس است .

455 -

و آن حضرت فرمود : توانگرى و تهيدستى پس از عرضهء اعمال بر خدا معلوم مىگردد . و آن حضرت فرمود : زبير همواره مردى از ما اهل بيت بود تا زمانى كه فرزند شومش عبد اللّه رشد كرد .

456 -

و آن حضرت فرمود : فرزند آدم را با نازيدن چكار ؟ اولش نطفه ، و آخرش مردار است ، روزى خود را نمىدهد ، و مرگش را از خود نمىراند !

457 -

از بهترين شعرا از حضرت پرسيدند ، فرمود : اين طايفه در يك نوع ميدان مسابقه اسب فصاحت نتاخته‌اند تا برندهء آنان معلوم شود ، اگر چاره‌اى از پاسخ نباشد بايد گفت : سلطان گمراه . مراد آن حضرت امرء القيس است .

458 -

و آن حضرت فرمود : آيا آزاد مردى نيست كه اين نيم خوردهء دنيا را به اهل دنيا واگذارد ؟ ! براى وجود شما قيمتى جز بهشت نيست ، آن را جز به بهشت نفروشيد .

459 -

و آن حضرت فرمود : دو گرسنه‌اند كه سير نمىشوند : طالب علم و طالب دنيا .

460 -

و آن حضرت فرمود : نشانهء ايمان اين است كه راستى را در جايى كه به زيان توست بر دروغى كه به سود توست مقدّم بدارى ، و اينكه گفتارت از كردارت بيشتر نباشد ، و در سخن گفتن دربارهء ديگرى از خدا پروا كنى .

461 -

و آن حضرت فرمود : مقدّرات بر تدبير غالب آيند تا بدان جا كه گاهى آفت آدمى به تدبير خود اوست . اين معنا در گذشته ( شمارهء 15 ) به روايتى با الفاظ ديگر گذشت .