435 -
و آن حضرت فرمود : رزق دو نوع است : رزقى كه انسان را مىطلبد و رزقى كه انسان آن را مىجويد ، آن كه دنيا را مىطلبد مرگ دنبال اوست تا او را از دنيا بيرون ببرد ، و آن كه آخرت را مىخواهد دنيا به دنبال اوست تا رزقش را به طور كامل از دنيا بستاند .
436 -
و آن حضرت فرمود : اولياء خدا آنانى هستند كه به باطن دنيا نظر كردند وقتى كه مردم به ظاهرش نگريستند ، و به فرداى آن مشغول شدند وقتى مردم به امروزش پرداختند ، در نتيجه از دنيا مىراندند آنچه را كه مىترسيدند آنان را بميراند ، و رها كردند آنچه را كه دانستند به زودى آنان را رها نمايد ، زياده طلبى ديگران را از دنيا كم يافتند ، و يافتنشان را از دنيا از دست دادن ديدند ، دشمنند آنچه را كه مردم با آن آشتى هستند ، و آشتىاند آنچه را كه مردم با آن دشمنند . قرآن به آنان دانسته شد و آنان به قرآن دانستند ، كتاب به آنان برپاست و آنان هم به كتاب برپايند . اميدى فوق آنچه اميد دارند ، و بيمى بالاتر از آنچه بيم دارند نمىبينند .
437 -
و آن حضرت فرمود : تمام شدن خوشيها و باقى ماندن گناهان را به ياد داشته باشيد .
438 -
و آن حضرت فرمود : بيازماى تا دشمن شوى .
عدّهاى از مردم اين سخن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكنند . آنچه مؤيّد اين معناست كه اين جمله از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام است اين است كه ثعلب گويد : ابن اعرابى براى ما روايت نمود كه مأمون گفت : اگر نه اين بود كه على فرمود : « بيازماى تا دشمن شوى » من مىگفتم : اقله تخبر : دشمن بدار تا بيازمايى .
439 -
و آن حضرت فرمود : اين نيست كه خداوند باب شكر را بر عبد باز كند و باب افزونى نعمت را ببندد ، و درب دعا را بر عبد بگشايد و درب اجابت را ببندد ، و باب توبه را بر عبد باز كند و درب مغفرت را ببندد .
و آن حضرت فرمود : سزاوارترين مردم به كرم كسى است كه اجدادش از كريمان بودهاند .
440 -
از حضرت سؤال شد : كدام برتر است عدل يا جود ؟ آن حضرت فرمود : عدل امور را در جاى خود قرار مىدهد ،