470 -
و آن حضرت فرمود : بر مردم زمانى رسد بسيار سخت ، كه توانگران در آن زمان از آنچه در دست دارند انفاق نكنند در حالى كه به نگاهدارى مال امر نشدهاند ، خداوند سبحان فرموده :
« احسان بين خود را فراموش نكنيد » . در آن زمان بدكاران بلند مرتبه ، و خوبان خوار مىشوند ، تهيدستان هستى خود را از روى ناچارى به قيمت اندك مىفروشند ( و توانگران مىخرند ) در حالى كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله از چنين خريد و فروشى منع كرده .
471 -
و آن حضرت فرمود : دو نفر در رابطه با من هلاك مىشوند : عاشق غلوّ كننده ، و دشمن متجاوز از حد . ( تكرار شمارهء 117 )
472 -
از توحيد و عدل از آن حضرت سؤال شد ، فرمود : توحيد آن است كه خدا را در وهم نياورى ، و عدل آن است كه او را متّهم نكنى .
473 -
و آن حضرت فرمود : در خاموشى از سخن حكيمانه خيرى نيست ، چنان كه در گفتار جاهلانه خيرى وجود ندارد . ( تكرار شمارهء 181 )
474 -
در دعايى كه با آن طلب باران نمود ، گفت : خداوندا ، ما را به ابرهاى رام سيراب كن ، نه ابرهاى سركش .
اين سخنى است عجيب رسا ، چه اينكه آن حضرت عليه السّلام ابرهاى داراى رعد و برق و طوفان و صاعقه را به شترهاى سركشى كه بار را از پشت خود مىاندازند ، و سواران خود را به زمين مىزنند ، و ابرهاى خالى از اين امور وحشتزا را به شترهاى رامى كه شيرشان را مىدوشند و آنها هم فرمان مىبرند ، و بر آنها سوار مىشوند و آنها هم خوشرفتارى مىكنند تشبيه نموده .
475 -
به حضرت گفتند : اى امير مؤمنان ، چه مىشد اگر مويت را خضاب مىكردى ؟ آن حضرت فرمود : خضاب آرايش است و ما در عزا هستيم . منظور آن حضرت مصيبت وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است .
و آن حضرت فرمود : مجاهد شهيد در راه خدا پاداشش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه داشته ولى خوددارى نموده . چنين انسان با عفّتى نزديك است فرشتهاى از فرشتگان باشد .
476 -
و آن حضرت فرمود : قناعت گنجى است كه تمام نمىشود . ( تكرار شمارهء 57 )