تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

408 -

به عمار ياسر رحمة اللّه عليه زمانى كه گفتگويش را با مغيره پسر شعبه شنيد فرمود : اى عمّار ، او را واگذار ، چرا كه او از دين چيزى نگرفته مگر آنچه كه او را به دنيا نزديك كند ، و عمدا خود را به شبهه‌ها در انداخته تا آنها را عذرخواه خطاهاى خود قرار دهد .

409 -

و آن حضرت فرمود : چه نيكوست فروتنى توانگران براى تهيدستان به جهت به دست آوردن رحمت خدا ! و بهتر از آن بزرگ منشى تهيدستان است با توانگران به خاطر تكيه كردن بر خدا .

410 -

و آن حضرت فرمود : خداوند عقل را در كسى به وديعت نگذارد جز اينكه روزى او را به وسيلهء آن نجات دهد .

411 -

و آن حضرت فرمود : آن كه با حق در آويزد ، حق بر زمينش زند .

412 -

و آن حضرت فرمود : دل كتاب ديده است .

413 -

و آن حضرت فرمود : تقوا پيشواى اخلاق است .

414 -

و آن حضرت فرمود : تيزى زبانت را عليه كسى كه سخن به تو آموخت ، و بلاغت گفتارت را بر ضدّ كسى كه گفتارت را به صواب آورد به كار مگير .

415 -

و آن حضرت فرمود : در آراستگىات همين بس كه از آنچه براى ديگران نمىپسندى اجتناب كنى .

416 -

و آن حضرت فرمود : شكيبا آن است كه چون آزاد مردان شكيبايى ورزد ، ور نه همچون تسلّى نادانان بىتجربه تسلّى يابد .

417 -

[ در روايت ديگرى است كه به اشعث بن قيس در تسليت فرزندش فرمود : ] اگر به مانند شكيبايى بزرگواران شكيبايى نمودى چه خوب ، و گر نه چون فراموشى چهارپايان فراموش خواهى كرد .

418 -

و آن حضرت در وصف دنيا فرمود : دنيا مىفريبد و زيان مىزند و مىگذرد . خداوند دنيا را به عنوان پاداش براى اوليائش ، و كيفر براى دشمنانش نپسنديد . اهل دنيا چون كاروانند كه در اثناى فرود آمدن ، كاروانسالارشان فرياد برمىدارد كه كوچ كنند .

419 -

به فرزندش حسن عليه السّلام فرمود : پسرم ! چيزى از دنيا را براى بعد از خود مگذار ، زيرا براى يكى از دو نفر خواهى گذاشت : يا كسى كه مال را در طاعت خدا به مصرف خواهد رساند ، پس او سعادتمند مىشود به چيزى كه تو به خاطر آن بدبخت شده‌اى . يا كسى كه آن را در معصيت حق خرج خواهد كرد ، پس زيانكار گشته‌اى به سبب آنچه براى او فراهم آوردى ، و وى را بر معصيت خدا كمك كردى . و هيچ كدام از اين دو نفر شايسته نيستند كه آنها را بر خود مقدّم بدارى .