تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦

420 -

اين سخن به صورتى ديگر هم روايت شده و آن اين است : اما بعد ، آنچه از دنيا در اختيار توست پيش از تو مالكى داشته ، و پس از تو به مالكى ديگر مىرسد ، و تو براى يكى از اين دو نفر جمع مىكنى : كسى كه با فراهم آورده‌ات به طاعت خدا برمىخيزد ، پس خوشبخت گشته به آنچه كه تو به آن بدبخت شده‌اى ، يا كسى كه آن را در معصيت خدا خرج مىنمايد ، پس زيانكار شده به آنچه كه تو براى او جمع كردى . هيچ كدام از اين دو نفر سزاوار نيستند كه بر خود مقدّم نمايى ، و نه اينكه به خاطر او بر پشت خود بار گذارى . پس براى كسى كه از دنيا رفته رحمت خدا را ، و براى آن كه مانده رزق پروردگار را اميدوار باش .

421 -

كسى در محضرش گفت : « استغفر اللّه » فرمود : مادر به عزايت بنشيند ، مىدانى استغفار چيست ؟ استغفار مقام مردم بلند مرتبه است ، و آن نامى است كه آن را شش معناست : اول پشيمانى از گناه انجام گرفته ، دوم تصميم بر ترك گناه در آينده ، سوم پرداخت حقوق مردم تا خدا را ملاقات كنى و حقّى از مردم بر عهده‌ات نباشد . چهارم اراده بر اداى هر حقّ واجبى كه آن را ضايع كرده‌اى و آن را بپردازى . پنجم همّت بر آب كردن گوشتى كه از حرام بر وجودت روييده با اندوه بر گذشته تا جايى كه پوست را به استخوان بچسبانى و بين آنها گوشت جديد رويد . ششم چشاندن رنج عبادت بر بدن چنان كه شيرينى گناه را بر آن چشاندى . آنگاه مىگويى : استغفر اللّه .

422 -

و آن حضرت فرمود : بردبارى براى انسان چون قبيله است .

423 -

و آن حضرت فرمود : بيچاره فرزند آدم ، مرگش پنهان ، بيماريهايش پوشيده ، و كردارش نزد خدا محفوظ است ، پشه‌اى او را مىآزارد ، جرعه‌اى گلوگير او را از پا مىاندازد ، و عرق او را بدبو مىسازد .

424 -

نقل شده كه آن حضرت در ميان يارانش نشسته بود ، زنى زيبا بر آنان عبور كرد ، آنان ديده بر او دوختند ، آن حضرت عليه السّلام فرمود : ديدهء اينان به شهوت نگران ، و اين نظر اندازى موجب هيجان است ، هرگاه يكى از شما به زنى كه او را خوش آيد نظر كند بايد با همسر خود درآميزد ، كه اين زنى است همانند آن . مردى از خوارج گفت : خدا اين كافر را نابود كند ، چقدر داناست ! مردم برجستند تا او را نابود كنند ، فرمود : او را واگذاريد ، پاسخ ناسزاگويى ناسزاست ، يا گذشت از گناه .