401 -
و آن حضرت فرمود : چهبسا سخنى كه اثرش از حمله مؤثّرتر است .
402 -
و آن حضرت فرمود : به اندازهاى كه بتوان قناعت نمود بس است .
403 -
و آن حضرت فرمود : مرگ نه پستى و خوارى ، و خشنودى به اندك نه دست توسّل به ديگران . آن را كه بدون كوشش نصيبى ندهند با كوشش هم سهمى نمىدهند . روزگار دو روز است : روزى به سود تو ، و روزى به زيان تو . هرگاه روزى به سود تو بود گردنكشى مكن ، و هرگاه روزى به زيان تو بود شكيبا باش .
و آن حضرت فرمود : مشك عطر نيكويى است ، مشكدانش سبك و بوى آن خوش است .
و آن حضرت فرمود : فخر فروشى را بگذار ، كبر خود را فرو ريز ، و قبرت را ياد كن .
و آن حضرت فرمود : براى فرزند بر عهدهء پدر حقّى است ، و براى پدر نيز بر عهدهء فرزند حقّى است . حقّ پدر بر فرزند اينكه پدر را در همهء امور جز در معصيت خدا اطاعت كند ، و حقّ فرزند بر پدر اينكه براى او نام نيكو قرار دهد ، و وى را نيكو تربيت نمايد ، و به او قرآن تعليم دهد .
و آن حضرت فرمود : چشم زخم ، و افسونگرى ، و جادوگرى ، و فال نيك واقعيّت دارد ، اما فال بد زدن ، و اثرگذارى از يكى به ديگرى در امور خرافى درست نيست . بوى خوش ، عسل ، سواركارى ، و نظر به سبزه غم و اندوه را مىزدايد و كسالت را بهبودى مىبخشد .
404 -
و آن حضرت فرمود : هماهنگى با اخلاق مردم ايمنى در برابر كينههاى آنهاست .
405 -
و آن حضرت به كسى كه در محضرش به سخن برخاست و سخنى گفت كه از مانند او زيبنده نبود ، فرمود : پيش از بال در آوردن پريدى ، و به خردسالى بانگ زدى .
« شكير » در اينجا اولين بالهايى است كه بر پرنده مىرويد پيش از آنكه قوى و محكم شود . و « سقب » بچه شتر است ، كه تا بزرگ نشده فرياد نمىزند .
406 -
و آن حضرت فرمود : آن كه خود را به كارهاى مختلف در اندازد تدبيرها او را واگذارند .
407 -
حضرت را از معناى « لا حول و لا قوّة الّا باللّه » پرسيدند فرمود : با وجود خدا دارندهء چيزى نيستيم ، و دارندهء چيزى نمىشويم جز آنچه او ما را دارندهء آن نمايد ، بنا بر اين وقتى ما را دارندهء چيزى نمود كه خود نسبت به آن دارندهتر است وظيفهاى بر عهدهء ما گذاشته ، و هرگاه آن را از ما گرفت تكليف آن را از ما برداشته .