تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

381 -

ابن جرير طبرى در تاريخش از عبد الرحمن پسر ابى ليلى فقيه ، همان كسى كه براى جنگ با حجاج همراه ابن اشعث بيرون رفت ، در گفتارى كه براى ترغيب مردم به جنگ ايراد كرد ، چنين گفت : من از على - كه خداوند درجه‌اش را در ميان صالحين بلند گرداند ، و ثواب شهداء و صدّيقين را به او عنايت كند - در روزى كه با اهل شام روبرو شديم شنيدم مىفرمود : اى مردم مؤمن ، هر كس ببيند ستمى را كه به كار گرفته مىشود ، يا منكرى را كه مردم را به آن دعوت مىكنند ، پس آن را به دل انكار كند سالم مانده و گناهى بر او نمىباشد ، و كسى كه به زبان انكار كند پاداش الهى يافته و مقامش از اولى بهتر است ، و كسى كه با شمشير به انكار برخيزد تا رايت توحيد بلند ، و پرچم ستمكاران پست گردد ، او كسى است كه به راه رستگارى رسيده ، و قيام به راه خدا نموده ، و نور يقين در دلش روشن گشته است .

382 -

امام عليه السّلام را كلامى ديگر در زمينه همين معناست : از اين مردم كسى است كه به دست و زبان و قلبش به انكار برمىخيزد ، چنين انسانى خصلت‌هاى خوب را به كمال رسانده . و كسى است كه به زبان و دل انكار مىكند و دست به برنامه‌اى نمىبرد ، چنين انسانى به دو خصلت از خصلت‌هاى خوب چنگ زده ، و خصلتى را ضايع نموده . و كسى است كه با دل به انكار برخاسته نه با دست و زبانش ، چنين كسى دو خصلت را كه شريفتر است تباه نموده ، و يك خصلت را گرفته . و كسى كه انكار با زبان و قلب و دست را ترك كرده ، او مرده‌اى است ميان زندگان . تمام كارهاى نيك و جهاد در راه خدا در جنب امر به معروف و نهى از منكر چيزى نيست جز به مانند انداختن آب دهان در درياى پهناور . امر به معروف و نهى از منكر نه اجلى را نزديك مىكند ، و نه از روزى مىكاهد . و بهتر از همهء اينها سخن عدل است در برابر حاكم ظالم .

383 -

از ابو جحيفه روايت است گويد : از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم مىفرمود : اول چيزى كه از جهاد از شما گرفته مىشود جهاد با دست ، سپس به زبان ، آنگاه به قلب است . آن كه با دل معروف را نشناخت ، و منكر را انكار نكرد واژگون مىشود و نيكىهايش نابود ، و بديهايش آشكار مىگردد .