تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠

376 -

و آن حضرت فرمود : خداوند سبحان پاداش را بر طاعت ، و كيفر را بر گناه قرار داده ، تا بندگان را از خشمش باز دارد ، و آنان را به بهشتش روانه نمايد .

377 -

گفته شده كه امام كمتر بر منبر قرار مىگرفت مگر اينكه پيش از سخنرانى مىفرمود : اى مردم ، خدا را پروا كنيد ، كسى بيهوده و عبث آفريده نشده كه بازى كند ، و رها نشده تا كار بيهوده انجام دهد ، دنيايش كه خود را در ديدهء او آراسته عوض آخرتى نشود كه آن را به ديدن نزد او زشت نموده ، و مغرورى كه به اعلا درجهء همّت خود به دنيا دست يافته مانند كسى نيست كه از آخرت به كمترين سهمى پيروزى پيدا نموده .

378 -

و آن حضرت فرمود : شرفى برتر از اسلام ، عزّتى عزيزتر از تقوا ، پناهگاهى نگاه دارنده‌تر از اجتناب از حرام ، شفيعى رهاننده‌تر از توبه ، و گنجى بىنياز كننده‌تر از قناعت ، و ثروتى براى از بين بردن تهيدستى بهتر از رضا به دادهء حق نيست . آن كه به مقدار كفافش اكتفا كند به آسودگى پيوسته ، و در خوشى جاى گرفته . رغبت به دنيا كليد رنج و مركب ناراحتى است . حرص و كبر و حسد موجبات در افتادن در گناه‌اند ، و بدى جمع كنندهء تمام عيوب است .

379 -

و آن حضرت فرمود : زمانى بر مردم برسد كه در ميان آنان از قرآن جز خطوطش ، و از اسلام جز اسمش باقى نماند . مساجدشان در آن زمان از نظر ساختمان آباد ، و از نظر هدايت ويران است . ساكنان و آباد كنندگانش بدترين اهل زمينند ، از آنان فتنه برخيزد و گناه در آنان لانه گيرد ، آن كه از فتنه‌ها كناره گرفته او را به آن باز مىگردانند ، و هر كه از آن عقب مانده او را به سوى آن سوق مىدهند . خداوند پاك مىفرمايد : « به خود سوگند خورده‌ام كه فتنه‌اى در ميان آنان برانگيزم كه خردمند در آن سرگردان شود » و اين كار را هم انجام داده ، و ما از خدا مىخواهيم كه از لغزش غفلت ما در گذرد .

380 -

و آن حضرت به جابر بن عبد اللّه انصارى فرمود : اى جابر ، برپايى دين و دنيا به چهار چيز است : دانشمندى كه دانشش را به كار گيرد ، و نادانى كه از آموختن خوددارى نكند ، و سخاوتمندى كه به خيرش بخل نورزد ، و تهيدستى كه آخرتش را به دنيايش نفروشد . زمانى كه دانشمند دانشش را ضايع نمايد نادان از فراگيرى علم خوددارى كند ، و وقتى ثروتمند به نيكىاش بخل ورزد تهيدست آخرتش را به دنيايش بفروشد . اى جابر ، كسى كه نعمت خدا بر او زياد شود نياز مردم به او بسيار گردد ، پس كسى كه به اداى واجبات مالى برخيزد نعمتش را در گردونهء دوام و بقا قرار داده ، و آن كه به واجب مالى اقدام نكند ثروتش را در معرض زوال و نابودى نهاده .