329 -
به آن حضرت گفته شد : چگونه بر هماوردانت غالب شدى ؟ آن حضرت فرمود :
احدى را نديدم جز اينكه مرا بر عليه خود كمك كرد . اشاره به جا گرفتن هيبت و عظمتش در دلها دارد .
330 -
به فرزندش محمّد بن حنفيّه فرمود : پسرم ! از تهيدستى بر تو مىترسم ، از آن به خداوند پناه ببر ، چرا كه تهيدستى دين را ناقص ، و عقل را سرگردان مىكند ، و پديد آورندهء دشمنى است .
331 -
در پاسخ كسى كه مشكلى از او پرسيد ، فرمود : براى فهميدن بپرس ، نه براى به سختى انداختن طرف مقابل ، چرا كه نادان ياد گيرنده شبيه به عالم است ، و عالم بىانصاف شبيه به نادانى است كه براى زحمت ديگرى سؤال مىكند .
332 -
آن حضرت به عبد اللّه بن عباس دربارهء نظرى از او كه موافق رأى امام نبود ، فرمود :
بر توست كه رأى خود را به من ارائه كنى و من هم بينديشم ، زمانى كه نظرت را نپذيرفتم مرا اطاعت كن .
333 -
روايت شده : آن حضرت زمانى كه از صفّين به كوفه آمد به شباميان عبور كرد ، صداى گريهء زنان را بر كشتههاى صفّين شنيد ، حرب بن شرحبيل شبامى كه از سران قبيلهاش بود به جانب حضرت آمد ، امام به او فرمود : زنانتان بر آنچه از آنان مىشنوم بر شما مسلّطند ؟ ! چرا آنان را از ناله زدن منع نمىكنيد ؟ ! [ حرب مىخواست پياده در ركاب حضرت حركت كند ، به او فرمود : ] بازگرد ، كه پياده آمدن چون تويى با من موجب فتنه براى حكمران ، و خوارى براى مؤمن است .
334 -
[ و آن حضرت در روز نهروان بر كشتههاى خوارج گذشت و فرمود : ] بدا به شما ، آن كه فريبتان داد به شما ضرر زد . [ گفتند : چه كسى آنان را فريفت اى امير المؤمنين ؟ ] فرمود : شيطان گمراه كننده ، و نفس امّارهء به سوء آنان را به آرزوها فريفت ، ميدان معصيت را براى آنان گسترد ، پيروزى را به آنان وعده داد ، و به آتششان در انداخت .
335 -
و آن حضرت فرمود : از نافرمانى خدا در خلوتها پروا كنيد ، كه بيننده همان حكم كننده است .