و خوابهاى بىپايهاش دروغ از آب در مىآيد ، و چون سرگردان به پا ايستادهاى كه ايستادنش او را به سنگينى و سختى انداخته ، نمىداند آنچه او را پيش مىآيد آيا به سود اوست يا به زيان او . تو همانند چنين كسى نيستى ولى او شبيه توست !
به خدا قسم اگر علاقهام به باقى ماندن مردم مؤمن نبود ضربات كوبندهاى از طرف من به تو مىرسيد كه استخوان را بكوبد ، و گوشت را آب كند . آگاه باش كه شيطان تو را از اينكه به بهترين امورت باز گردى ، و گفتار خيرخواه خود را بشنوى باز داشته . و سلام بر اهلش .
74 - از عهدنامههاى آن حضرت است كه ميان قبيلهء ربيعه و اهل يمن نگاشت ، و از خط هشام بن كلبى روايت شده
اين عهدى است كه شهرنشين و باديهنشين اهل يمن ، و مقيم و بيابان گرد قبيلهء ربيعه بر آن اتفاق كردهاند ، به اينكه كتاب خدا را پيروى نمايند ، و به آن دعوت كنند ، و مردم را به آن دستور دهند ، و از هر كس به قرآن دعوت نمود و به آن فرمان داد قبول كنند ، آن را به هيچ قيمتى معامله نكنند ، و به جاى آن چيزى را نپذيرند ، و بر عليه كسى كه با قرآن مخالفت كرده و آن را ترك نمايد متّحد و يار يكديگر و همصدا باشند . پيمان خود را به خاطر سرزنش كسى ، يا خشم شخصى ، يا خوار نمودن و ناسزا گفتن گروهى به گروه ديگر نشكنند . بر اين پيمان نامه حاضر و غايب ، نادان و دانا ، عاقل و جاهلشان متعهدند . عهد خدا و پيمانش با اين پيمان نامه بر عهدهء ايشان است ، همانا از عهد خدا پرسش خواهد شد . « و اين پيمان نامه را على ابن ابى طالب نوشت » .
75 - از نامههاى آن حضرت است كه در آغاز بيعت مردم با آن حضرت به خلافت ، از مدينه به معاويه نوشت .
واقدى آن را در كتاب جمل روايت كرده از بندهء خدا على امير مؤمنان ، به معاويه پسر ابو سفيان : اما بعد ، عذر و حجّتم را در رابطه با شما ، و روى گردانيم را از شما آگاهى ،