تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
كه اينان ياران اهل گناه ، و برادران اهل ستم‌اند ، البته در حالى كه قدرت دارى جانشينى بهتر از آنان بيابى كه در كشوردارى مانند آنان داراى رأى و كاردانى است ، و بار سنگين گناهان آنان هم بر او نيست ، از كسانى كه اهل ستم را در ستمكارى و گناهكاران را در گناهشان يارى نكرده است . هزينهء اينان بر تو سبكتر ، و همكاريشان بهتر ، و نسبت به تو در طريق عطوفت مايل‌تر ، و الفتشان با بيگانه كمتر است . اينان را از خاصّان خود در خلوتها و مجالس خويش قرار ده . و نيز بايد از وزرايت برگزيده‌ترينشان نزد تو ، وزيرى باشد كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر بگويد ، و نسبت به آنچه كه خداوند براى اوليائش خوش ندارد كمتر تو را يارى دهد ، گرچه اين برنامه بر عليه ميل تو به هرجا كه خواهد برسد . به اهل پاكدامنى و صدق بپيوند ، و آنان را آن‌چنان تعليم ده كه تو را زياد تعريف نكنند ، و بيهوده به كارى كه انجام نداده‌اى تو را شاد ننمايند ، كه تمجيد فراوان ايجاد كبر و نخوت كند ، و به گردنكشى نزديك نمايد .

نيكوكار و بدكار

نيكوكار و بدكار در برابرت يكسان نباشند ، كه اين كار نيكوكار را در انجام كار نيك بىرغبت ، و بدكار را در بدى ترغيب مىكند ، هر كدام را نسبت به كارشان پاداش بخش . آگاه باش كه چيزى براى جلب خوشبينى حاكم بر رعيّت بهتر از نيكى به آنان ، و سبك كردن هزينهء بر دوش ايشان ، و اجبار نكردنشان به حقّى كه حاكم بر آنان ندارد نيست . به صورتى بايد رفتار كنى كه خوش گمانى بر رعيّتت را در كمك همه جانبه به حاكم فراهم آرى ، كه اين خوش گمانى رنجى طولانى را از تو برمىدارد ، و به خوش گمانى تو كسى شايسته‌تر است كه از تو احسان ديده ، و به بدگمانيت كسى سزاوارتر است كه از جانب تو به او ناراحتى رسيده .

روشها

روشى را كه بزرگان امّت بر اساس آن رفتار كرده‌اند ، و به سبب آن در ميان مردم الفت برقرار شده ، و اصلاح جامعه بر پايهء آن بوده از بين مبر ، و روشى را كه به روشهاى گذشته زيان مىزند به وجود نياور ، كه پاداش و اجر براى كسى است كه روشهاى درست را برپا كرده ، و گناه از بين بردن آن روشها بر گردن توست .

دانشمندان

در استوار ساختن آنچه صلاح كار شهرهايت بر آن است ، و برپا داشتن آنچه مردم پيش از اين به آن مستقيم شده‌اند با دانشمندان و انديشمندان زياد گفتگو كن .

طبقات جامعه

آگاه باش كه مردم مملكت گروههاى مختلفند كه هر گروه جز به گروه ديگر اصلاح نمىشود ، و با داشتن گروهى از گروه ديگر بىنيازى نيست . اينان عبارتند از ارتش حق ،