تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
پس بايد محبوبترين اندوخته‌ها در نزد تو عمل صالح باشد . بنا بر اين بر هواهايت مسلط باش ، نسبت به خود از آنچه بر تو حلال نيست بخل بورز ، زيرا بخل به خود ، انصاف دادن از خود است در رابطه با آنچه محبوب يا منفور انسان است . مهربانى و محبت و لطف به رعيّت را شعار قلب خود قرار ده ، بر رعيّت همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت دانى ، كه رعيّت بر دو گروهند : يا برادر دينى تواند ، يا انسانهايى مانند تو ، كه خطاهايى از آنان سر مىزند ، علل گناهى بر آنان عارض مىشود ، و گناهانى از آنان به عمد يا اشتباه بروز مىكند ، پس همان گونه كه علاقه دارى خداوند بخشش و چشم‌پوشى را به تو عنايت نمايد ، رعيّت را مورد عفو و چشم‌پوشى قرار بده ، چرا كه تو از نظر قدرت برتر از آنانى ، و آن كه بر تو ولايت دارد بالاتر از تو مىباشد ، و خداوند برتر از آن كسى كه تو را والى مصر نموده ، خداوند كفايت امور رعيّت را از تو خواسته ، و به خاطر آنان تو را در عرصهء آزمايش قرار داده . خود را در موقف جنگ با خدا قرار مده ، كه تو را تحمّل كيفر او نيست ، و از عفو و رحمتش بىنياز نمىباشى . از گذشتى كه از مردم كرده‌اى پشيمان مشو ، و بر كيفرى كه داده‌اى شاد مباش ، و به خشمى كه راه بيرون رفتن از آن وجود دارد شتاب مكن ، و فرياد مزن كه من بر شما گمارده شده‌ام ، فرمان مىدهم بايد اطاعت شوم ؛ كه اين وضع موجب فساد دل ، و كاهش و ضعف دين ، و باعث نزديك شدن زوال قدرت است . هر گاه حكومت براى تو خود بزرگ بينى و كبر به وجود آورد ، به بزرگى سلطنت خداوند كه فوق توست و قدرتى كه بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانايى نيست نظر كن ، كه اين نظر كبر و غرورت را مىنشاند ، و تندى و شدّت را از تو باز مىدارد ، و عقل از دست رفته را به تو باز مىگرداند . از برابر داشتن خود با عظمت حق ، و از تشبّه خود با جبروت خداوند بر حذر باش ، كه حضرت او هر گردنكشى را خوار ، و هر متكبرى را بىارزش و پست مىكند . خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و كسانى از رعيّتت كه به او علاقه دارى انصاف ده ، كه اگر انصاف ندهى ستم كرده‌اى ، و هر كه به بندگان خدا ستم كند خداوند به جاى بندگان ستمديده خصم او مىباشد ، و هر كه خداوند خصم او باشد عذرش را باطل كند ، و شخص ستمكار محارب با خداست تا وقتى كه از ستم دست بردارد و توبه كند .