تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
چه‌بسا دارو درد ، و درد درمان است . چه‌بسا خيرخواهى كند آن كه خيرخواه نيست ، و خيانت ورزد كسى كه از او نصيحت خواسته شده . از اعتماد به آرزوها بپرهيز كه سرمايهء احمقان است . عقل حفظ تجربه‌هاست ، و بهترين چيزى كه تجربه كرده‌اى آن است كه تو را پند دهد . به جانب فرصت بشتاب پيش از آنكه غصّه و حسرت گردد . اين طور نيست كه هر خواهنده‌اى به مقصد رسد ، و هر غائب شونده‌اى باز گردد . از زمينه‌هاى فساد ضايع كردن زاد و توشه و تباه كردن معاد است . براى هر كارى عاقبتى است ، آنچه برايت رقم خورده زود است به تو برسد . تاجر در خطر است . و چه بسيار مال اندكى كه از مال بسيار با بركت‌تر است . خيرى در يارى دهندهء پست ، و رفيق متّهم نيست . تا وقتى شتر زمانه رام توست آن را آسان گير . نعمتى را به اميد بيشتر به دست آوردن در خطر مينداز . از اينكه مركب لجاجت تو را چموشى كند بپرهيز . زمان جدايى برادرت از تو ، خود را به پيوند با او ، و وقت روىگردانيش به لطف و قرابت ، و برابر بخلش به عطا و بخشش ، و هنگام دوريش به نزديكى ، و زمان درشت‌خويىاش به نرمخويى ، و وقت گناهش به پذيرفتن عذر او وادار ، تا جايى كه گويى تو بندهء اويى ، و او تو را صاحب نعمت است . اين برنامه‌ها را در جايى كه اقتضا ندارد انجام مده ، و دربارهء كسى كه شايسته نيست به ميدان نياور . دشمن دوستت را به دوستى انتخاب مكن تا دوستت را دشمن نباشى . خيرخواهى خود را نسبت به برادرت خالص كن چه خيرخواهيت به نظر او خوب آيد يا زشت . جرعهء خشم را فرو خور ، كه من جرعه‌اى شيرين‌تر و داراى عاقبتى لذيذتر از آن نديدم . با كسى كه با تو خشونت كند نرم باش ، كه به زودى نسبت به تو نرم شود . با دشمنت نيكى كن كه نيكى شيرين‌ترين دو پيروزى ( انتقام و گذشت ) است . اگر خواستى از برادرت جدا شوى جايى براى او باقى گذار