تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
به خواست حق شرّ دشمن را از پيامبر و حريم حرمتش ، رانديم . اهل ايمان به اميد پاداش الهى از رسول خدا پشتيبانى مىكرد ، و اهل كفر از ريشهء خويشاوندى حمايت مىنمود . آنان كه غير ما از قريش مسلمان شده بودند در آن سختى و رنجى كه ما بوديم نبودند محض پيمانى كه با كفار داشتند كه شكنجه را از آنها باز مىداشت ، يا خويشاوندى كه به يارى آنان برمىخاست ، روى اين حساب از كشته شدن در جايگاه امن قرار داشتند . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - چون تنور جنگ گرم مىشد ، و مردم قدم پس مىگذاشتند ، اهل بيت خود را جلو مىانداخت ، و اصحاب خود را از حرارت شمشير و نيزه حفظ مىكرد . عبيدة بن حارث در جنگ بدر ، و حمزه در جنگ احد ، و جعفر در جبههء موته كشته شدند ، و كسى كه اگر مىخواستم نامش را مىگفتم شهادت را خواست همان گونه كه آنان خواستند . اما مدّت آنان زودتر به سر رسيد ، و مرگ او به تأخير افتاد . عجبا از روزگار ، كه انسانى نظير مرا برابر قرار داد با كسى كه مانند من براى اسلام قدم برنداشته ، و براى او چون من سابقه‌اى در اسلام نيست ، سابقه‌اى كه كسى را به مثل آن دسترسى نيست ، مگر آنكه ادّعا كند ادّعا كننده‌اى آنچه را من خبر ندارم ، و گمان نمىبرم كه خداوند هم موضوع آن ادّعا را بشناسد . در همه حال خداى را سپاس . امّا آنچه را از من خواسته‌اى كه كشندگان عثمان را به تو تحويل دهم ، در اين مسأله فكر كردم ديدم مرا ميسّر نيست آنان را به سوى تو يا غير تو فرستم . به جان خودم سوگند اگر از گمراهى و اختلاف دست برندارى ، به همين زودى آنان را خواهى شناخت كه به دنبال تو برآيند ، و از اين دنبال كردنشان در بيابان و دريا و كوه و دشت تو را به زحمت اندازند ، و اين دنبال كردنى است كه تو را ناراحت و آزرده كند ، و زيارتى كه ديدارش تو را شاد ننمايد . سلام بر آن كه اهل اسلام است .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 247 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان