تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
[ گفت : آرى چنين است اى امير مؤمنان . حضرت خشم‌آلود به او نگريست ، سپس فرمود ] : به زودى كسى به نزدت مىآيد ( ملك الموت ) كه به سند خانه نظر نمىكند ، و از گواه آن نمىپرسد ، تا آنكه تو را از خانه بيرون مىكند ، و تنها تسليم خانهء قبر مىنمايد . اى شريح ، مواظب باش كه اين خانه را از غير مال خود نخريده ، يا قيمت آن را از غير مال حلال نداده باشى ، كه در اين صورت دچار خسارت دنيا و آخرت شده‌اى . آگاه باش ، اگر زمان خريد خانه نزد من آمده بودى ، براى تو سندى مانند اين سند مىنوشتم ، كه در خريد اين خانه به يك درهم چه رسد بالاتر از آن رغبت نمىكردى . و آن سند اين است : اين خانه‌اى است كه آن را بنده‌اى خوار ، از مرده‌اى كه براى كوچ كردن به سراى ديگر ، از اين خانه بيرونش كرده‌اند خريده است ، از او خانه‌اى از خانه‌هاى فريب از جانب فانى شوندگان ، و سرزمين اهل هلاكت خريده . اين خانه را چهار حدّ است : حدّ اوّل به آفات و بلاها ، حدّ دوم به مصائب ، حدّ سوم به هوسهاى تباهى آور ، و حدّ چهارم به شيطان گمراه كننده ، و درب اين خانه به همين حد چهارم باز مىشود . اين خريدار فريفته به آرزو ، اين خانه را از شخصى كه اجل او را به كوچ از دنيا برانگيخته خريدارى كرده ، به قيمت بيرون شدن از عزّت قناعت ، و ورود در پستى و ذلّت ، و هر خسارتى كه بر اين خريدار در آنچه كه خريده وارد شود بر عهدهء ملك الموت است ، همان خراب كنندهء بدنهاى پادشاهان ، و گيرندهء جان گردنكشان ، و نابود كنندهء سلطنت فرعونيان ، همچون شاهان ايران و روم ، و يمن و حمير ، و آنهايى كه ثروت بر ثروت افزودند ، و آنان كه ساختند و محكم كردند ، و زينت دادند و بياراستند ، و ذخيره نمودند و به اعتقاد و گمان خود نسبت به برنامهء اولاد توجّه كردند ، ملك الموت همگى را به جايگاه بازپرسى و حساب ، و محل مزد و جريمه روانه كند ، زمانى كه فرمان حق براى جدايى بين حق و باطل فرود آيد « كه در آنجا تبهكاران خسارت كنند » . بر اين سند گواهى دهد عقلى كه از اسارت هوا خارج شده ، و از وابستگىهاى دنيا سالم مانده باشد .