193 - از خطبههاى آن حضرت است دربارهء بعثت پيامبر و گريز از دنيا
پيامبر را فرستاد زمانى كه نشانهاى از دين برپا نبود ، و علامت روشنى وجود نداشت ، و راهى آشكار نبود . بندگان خدا ، شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم ، و از دنيا مىترسانم ، كه سراى كوچ و محلّ سختى و رنج است . ساكنش مسافر ، و مقيمش جدا شونده از آن است . اهلش را به حركت مىآورد چنان كه طوفان سخت كشتى را در ميان امواج درياها به حركت مىاندازد ،
گروهى غرق شده ، هلاك مىشوند ، و گروهى در دل امواج در مرز نجاتند ، دامن بادها آنان را به اين سو و آن سو مىبرند ، و بر مركب ترس و هول مىرانند . آن كه غرق شد باز يافتنش ناممكن ، و آن كه نجات يافت مسافر مرگ است .
بندگان خدا ، اكنون عمل كنيد كه زبانها باز ، و بدنها سالم ، و اندامها فرمانبردار ، و عرصهگاه كوشش و آمد و شد وسيع ، و جولانگاه عمل پهناور است ، پيش از آنكه فوت به سرعت در رسد ، و موت بر شما وارد شود . آمدن مرگ را حتم بدانيد ، و ( بىكار ) به انتظار آن ننشينيد .
194 - از خطبههاى آن حضرت است دربارهء اختصاص خود به پيامبر
حافظان دين و سنّت از اصحاب محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - مىدانند كه من هرگز لحظهاى از فرمان خدا و رسول او روى نگرداندم ، و با جان خود پيامبر را يارى دادم آن هم در ميدانهايى كه شجاعان فرار مىكردند ، و قدمها به عقب برمىگشت ، با شجاعتى كه خداوند مرا به آن گرامى داشت .
رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در حالى كه سرش روى سينهء من بود قبض روح شد ، و جان آن حضرت در دستم روان گشت و آن را به چهرهء خود كشيدم .
من عهدهدار غسل آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - بودم و فرشتگان در آن امر مرا يارى مىكردند ، در و ديوارهاى خانه فرياد مىكشيدند ، گروهى از ملائكه فرود مىآمدند ، و گروهى ديگر به آسمان مىرفتند ، سر و صداى فرشتگان از گوشم جدا نمىشد ، بر او درود مىفرستادند