تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
وصفشان به ظاهر دواى درد ، و گفتارشان شفاست ، امّا عملشان دردى است بىدوا . بر راحت مردمان حسد مىبرند ، بر گرفتارى ديگران مىافزايند ، و اميدواران را نوميد مىكنند . اينان را به هر راهى ، افتاده‌اى ، و در هر دلى شفيعى ، و در هر غم و اندوهى اشكى است . مدح و ثناى يكديگر را به هم وام مىدهند ، و پاداش آن را متوقعند . در سؤال ( خواهش‌ها ) اصرار ورزند ، و به وقت سرزنش پرده درى كنند ، و اگر در قضيه‌اى حكم قرار گيرند اسراف در ستم نمايند . برابر هر حقّى باطلى ، و براى هر راستى ، كژىاى ، و براى هر زنده‌اى ، قاتلى ، و براى هر درى كليدى ، و براى هر شبى چراغى آماده كرده‌اند . با اظهار بىرغبتى ( به دنيا ) زمينه‌ساز طمع خود هستند تا بازارشان را به پا دارند ، و متاع‌هاى رنگين و به ظاهر نفيس خود را رواج دهند . باطل مىگويند ولى حق جلوه مىدهند ، و بد وصف مىكنند و زيبا مىنمايانند . راه سخت و تنگ باطل را آسان جلوه مىدهند ، و از راه حق بر اين پايه ، كه راهى سخت و تنگ است مىترسانند . اينان ياران شيطان ، و زبانه‌هاى آتشند ، « آنان حزب شيطانند ، و بدانيد حزب شيطان زيانكارانند » .

192 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در ستايش خدا و پيامبر و پند و اندرز

ستايش خدا را كه از آثار سلطنت ، و بزرگى كبرياييش چندان آشكار كرد كه ديده‌ها را از عجائب قدرتش متحيّر نمود ، و انديشه‌هاى دور پرواز انسانها را از شناخت حقيقت صفاتش مانع شد . و بر اساس ايمان و يقين و اخلاص و اعتقاد شهادت مىدهم كه معبودى جز اللّه نيست ، و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء اوست ، او را فرستاد در حالى كه نشانه‌هاى هدايت كهنه شده ، و راه روشن دين به نابودى رسيده بود . حق را آشكار كرد ، خلق را خيرخواهى نمود ، به طريق صواب رهنمون شد ، و به ميانه روى فرمان داد ، درود و سلام خدا بر او و آل او باد . بندگان خدا ، بدانيد خداوند شما را بيهوده و باطل نيافريد ، و مهار گسيخته و آزاد رها نكرد . اندازهء نعمتش را بر شما مىداند ، و احسانش را نسبت به شما به شماره آورده است .