تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
از او پيروزى و رستگارى بخواهيد ، و روا شدن حاجت بطلبيد ، و عطا و بخشش درخواست كنيد ، كه بين شما و او حجابى نيست ، و به روى شما از ديدار او درى بسته نشده . او در هر مكانى حاضر ، و در هر وقت و زمانى موجود ، و با هر انس و جنّى همراه است . عطايش بر او رخنه وارد نمىآورد ، و جودش از او نمىكاهد ، گدايى گدا نعمتش را پايان نمىدهد ، و بذل و بخشش ، خزائنش را به آخر نمىرساند ، و كسى او را از توجّه به ديگرى باز نمىدارد ، و صدايى او را از صداى ديگر غافل نمىكند ، و عطايش به كسى مانع سلب عطا از ديگرى نمىگردد ، و غضبش او را از رحمتش مانع نمىگردد ، و رحمتش بر كسى او را از كيفر ديگرى غافل نمىكند ، نهان بودنش او را از آشكاريش نمىپوشاند ، و آشكار بودنش وى را از پنهانيش قطع نمىنمايد . در عين نزديكى دور است ، و در عين بلندى نزديك ، و در عين آشكار بودن نهان ، و در عين نهان بودن آشكار . جزا دهد و جزا داده نشود . از روى انديشه و فكر كردن موجودات را نيافريد ، و به خاطر رنج و خستگى از آنان يارى نجست . اى بندگان خدا ، شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم ، زيرا تقوا زمام است و قوام حيات ، به ريشه‌هاى محكم آن تمسّك جوييد ، و به حقايق آن چنگ زنيد ، تا شما را به مكانهاى راحت ، و محل‌هاى وسيع ، و حصارهاى محفوظ ، و منازل عزّت برساند ، آن هم در روزى كه چشمها در آن خيره مىشود ، و همه جا در برابرش به تاريكى فرو مىرود ، و گله‌هاى شترهاى آبستن ( كه اموال پر بهايند ) بىصاحب مىماند ، و در صور دميده مىشود . آن وقت هر روحى از بدن در آيد ، و هر زبانى لال شود ، و كوههاى بلند و صخره‌هاى پا بر جا درهم ريزند ، و جاى آنها را سراب موّاج و درخشان گيرد ، آثار و بناها چون زمينى نرم و هموار شود ، آن روز نه شفيعى است كه شفاعت نمايد ، و نه خويشى كه دفع رنج كند ، و نه عذر و بهانه‌اى كه سود بخشد .