تا آنجا كه آنچه را نمىشناخته پندارد كه مىشناسد ، و آنچه را كه مىشناخته ناشناخته انگارد .
زيرا مردم دو دستهاند : تابع شريعت ، و پديد آورندهء بدعت كه او را از جانب خدا نه برهانى از سنّت و نه نورى از دليل و حجّت است .
خداوند احدى را به مانند اين قرآن پند نداده ، كه قرآن رشتهء متين خدا و وسيلهء امين اوست ، در آن بهار دل و چشمههاى دانش است ، دل را به غير آن مايهء جلا نيست ، با آنكه پند پذيران از قرآن از دنيا رفتند ، و فراموشكاران يا آنان كه خود را به فراموشى زدهاند ماندند .
چون خيرى ديديد آن را كمك كنيد ، و چون شرى مشاهده نموديد از آن دورى جوييد ، كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هماره مىفرمود : « اى فرزند آدم ، كار خير انجام ده ، و كار شرّ را رها كن ، كه در اين حال نيكوكار و معتدلى » .
بدانيد ستم سه گونه است : ستمى كه بخشيده نشود ، و ستمى كه بازخواست شود ، و ستمى كه بخشيده شود و بازخواست نشود .
اما ستمى كه آمرزيده نشود شرك به خداوند است ، خداوند سبحان فرموده : « خداوند اين گناه را كه به او شرك آورند نمىآمرزد . » اما ستمى كه آمرزيده شود ستم عبد بر خود است در ارتكاب بعضى از گناهان كوچك .
امّا ستمى كه بازخواست شود ستم بعضى از مردم بر بعض ديگر است . قصاص در قيامت شديد است ، و آن زخم زدن با كارد ، يا ضربه زدن با تازيانه نيست ، بلكه برنامهاى است كه اينها در برابرش اندك است .
از تلوّن و رنگ به رنگ شدن در دين خدا بپرهيزيد ، زيرا اتّفاق در آنچه كه از حق ميل نداريد از تفرقه در آنچه از باطل دوست داريد بهتر است ، و خداوند پاك به هيچ يك از گذشتگان فعلىها بر اثر تفرقه خيرى عطا نكرده است .
اى مردم ، خوشا به حال كسى كه عيب خودش او را از دنبال كردن عيوب مردم باز دارد ، و خوشا آن كه در خانهاش بنشيند ، روزى خود را بخورد ، به طاعت پروردگارش مشغول باشد ، و بر گناهش گريه كند ؛ او سرگرم كار خود بوده ، و مردم از او در آسايش باشند .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٦٤