161 - از سخنان آن حضرت است به هنگامى كه نزد آن حضرت آمدند و از اعمال ناپسند عثمان شكايت كردند ، و درخواست داشتند از طرف آنان با عثمان وارد گفتگو شود و بخواهد كه رضايت مردم را جلب كند . پس امام نزد عثمان رفت و فرمود :
مردم به دنبال من هستند ، و مرا بين خود و تو واسطه قرار دادهاند ، به خدا قسم نمىدانم با تو چه بگويم ؟ چيزى را نمىدانم كه تو از آن بىخبر باشى ، و به چيزى كه ندانى تو را دلالت نمىكنم .
تو مىدانى آنچه را ما مىدانيم ، به چيزى سبقت نگرفتهايم كه تو را به آن آگاهى دهيم ، در پنهان به كارى نپرداختهايم كه آن را به تو برسانيم .
آنچه ما ديدهايم تو هم ديدهاى ، و آنچه ما شنيدهايم تو هم شنيدهاى ، و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مصاحبت داشتى چنان كه ما مصاحبت داشتيم .
پسر ابو قحافه و پسر خطّاب از تو به عمل به حق سزاوارتر نبودند ، تو به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از نظر خويشاوندى از آن دو نزديكترى ، و از دامادى او به جايى رسيدى كه آن دو نفر نرسيدند . « 1 »
پس خدا را خدا را در حفظ جانت ، كه سوگند به خدا كور نيستى تا بينايت كنند ، و جاهل نيستى تا دانايت نمايند ، راهها آشكار است ، و نشانههاى دين برپاست .
آگاه باش كه برترين بندگان خدا نزد خدا پيشواى عادلى است كه هدايت شده و هدايت كند ، سنّت معلومى را به پا دارد ، و بدعت مجهولى را بميراند . سنّتها نورانى هستند و داراى نشانههاى مشخّص ، و بدعتها آشكارند و داراى علائم معلوم ، و بدترين مردم نزد خداوند حاكم ستمكارى است كه گمراه است و گمراه كننده ، سنّت در دست عمل را از بين ببرد ، و بدعتهاى متروكه را زنده كند . من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مىفرمود : « پيشواى ستمكار را به عرصهگاه قيامت مىآورند در حالى كه او را نه ياورى است و نه عذر خواهى ، پس او را به آتش دوزخ مىاندازند و چون سنگ آسيا در آتش مىچرخد ، سپس در قعر جهنّم به زنجير مىكشند » .
و تو را به خدا سوگند مىدهم نكند پيشواى مقتول اين امّت باشى ، زيرا سابقا گفته مىشد : « در اين امّت پيشوايى كشته خواهد شد كه با كشته شدن او راه كشت و كشتار تا قيامت به روى اين امّت باز مىگردد ، و امور امّت را بر امّت مشتبه سازد ، و فتنه را در ميان آنان مىگستراند ، در آن وقت حق را از باطل تشخيص نمىدهند ، و در آن فتنه موج مىزنند چه موجى ، و آشوب مىنمايند چه آشوبى ! »
هامش
( 1 ) - بر اساس مدارك محكم و متقن ، عثمان داماد خواهر حضرت خديجه بوده ، زيرا رقيّه و امّ كلثوم دختران خواهر حضرت خديجه بودهاند كه در خانهء پيامبر ( ص ) بزرگ شدند و ربيبهء آن حضرت شدند . ( براى تفصيل رجوع كنيد به الصحيح من سيرة النبى صلّى اللّه عليه و آله تأليف علامه جعفر مرتضى عاملى ، ج 2 ، ص 126 )