تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
در شكاف گوشش خطّى است مانند سر قلم ، و سپيد چون گل بابونه ، كه اين سپيدى در ميان رنگ سياه اطرافش مىدرخشد ، كمتر رنگى است كه نمونهء آن در اين حيوان به كار گرفته نشده ، و به خاطر صيقلى و برّاقى زياد و درخشش و حسنش آن رنگ را بهتر جلوه داده . و به مانند شكوفه‌هاى پراكنده است كه بارانهاى بهارى و آفتاب با حرارت هنوز آن را نپروريده . گاهى از پر خود بيرون مىآيد ، و از پيراهنش برهنه مىگردد ، پرها پشت سر هم مىريزند ، دوباره پى در پى مىرويند ، مانند برگ درختان كه در پاييز فرو مىريزند ، سپس رشد كرده به هم مىپيوندند تا بار ديگر به صورت اوّل باز گردند . پر جديد در رنگ آميزى مانند دفعهء اول است ، و هر رنگى در جاى سابقش قرار مىگيرد . چون به دقّت در مويى از موهاى پر طاووس نظر كنى يك بار سرخ رنگ ، و بار ديگر سبز زبرجدى ، و مرتبهء ديگر زرد طلايى نشان مىدهد . پس چگونه فكرهاى ژرف‌بين ، و عقول با ذوق خلقت عجيب اين حيوان را درك كند ، و چسان توصيف وصف كنندگان وصفش را به نظم آورد ، با آنكه كوچكترين اجزايش انديشه‌هاى ژرف‌بين را از درك عاجز نموده و زبان وصف كنندگان را ناتوان كرده است ؟ ! پاك است خداوندى كه عقلها را از توصيف مخلوقى چون طاووس مبهوت و مقهور نموده با اينكه آن را چنان در برابر چشمها جلا داده كه آن را محدود به حد معيّن و پديد آمده و با اندام تركيب يافته و رنگ آميزى شده درك كرده‌اند ، و زبانها را از بيان كيفيت آن در ناتوانى نشانده ، و آنها را از شرح وصف اين حيوان به عرصهء عجز كشيده . پاك است خداوندى كه پاهاى موران و پشه‌هاى كوچك را استوار كرد تا برسد به بزرگتر از آنها از ماهيان دريا و پيلان عظيم الجثّه ، و بر خود لازم نموده كه هيچ جسمى كه جان در آن دميده جنبش ننمايد مگر آنكه مرگ را وعده‌گاه و فنا را پايان كارش قرار دهد .

از اين خطبه است در وصف بهشت :

آنچه كه از بهشت براى تو توصيف مىشود اگر با چشم دل بنگرى ، به شگفتىهايى كه در دنيا پديد شده از شهوات و خوشيها و آرايش‌هايى كه نظر را جلب مىكند بىرغبت گردى ، و انديشه‌ات در ميان درختانى كه شاخه‌هايشان به هم مىخورد و ريشه‌هايشان در دل تپه‌هايى از مشك بر كنار جويهاى بهشت پنهان شده سرگردان مىگردد ، و فكرت در خوشه‌هايى از مرواريد تر در شاخه‌هاى كوچك و بزرگ آن درختان ، و همچنين پديد آمدن ميوه‌هاى گوناگون كه از غلاف‌هاى خود سر برون آورده حيران مىشود ، كه آن ميوه‌ها بدون زحمت و رنج چيده مىشوند و بر اساس ميل چيننده به دست مىآيند ،