در آن فتنه نه علامت هدايتى يافت مىگردد و نه نشانهء نجاتى ديده مىشود . ما اهل بيت از آن فتنه بر طريق نجاتيم ، و در آن وقت قدرت دعوت در ما نيست . آنگاه خداوند مانند جدا شدن پوست از گوشت ، آن فتنهها را از شما جدا مىكند ، به واسطهء كسى كه به آنان ذلّت و خوارى مىدهد ، و به شدّت آنان را از ميدان به در مىكند ، و جام تلخ بلا در كامشان مىريزد ، جز شمشير به آنان ندهد ، و جز لباس ترس بر آنان نپوشاند .
در آن وقت قريش دوست دارد دنيا و آنچه را در آن است از دست بدهد و عوض آن يك بار ديگر رهبرى مرا اگر چه زمانش به اندازهء قربانى كردن شتر اندك باشد ببيند ، تا از آنان بپذيرم چيزى را كه امروز مقدارى از آن را مىطلبم و به من نمىدهند .
92 - از خطبههاى آن حضرت است در فضل رسول اكرم ( ص ) و پند و اندرز
بس و الا و مبارك است خداوندى كه همّتهاى بلند او را درك نكنند ، و حدس انديشههاى تيز به مقام بلندش نرسد . همان اوّلى كه پايانى ندارد تا به آخر برسد و آخرى ندارد تا پايان پذيرد .
و از اين خطبه است در وصف پيامبران :
آنان را در برترين وديعتگاه به امانت نهاد ، و در بهترين قرارگاه مستقر ساخت . اصلاب كريمانه آنان را به رحمهاى پاك منتقل كردند . هرگاه يكى از آنان از دنيا رفت ديگرى براى ابلاغ دين قد علم كرد ، تا آنكه كرامت خداوند سبحان منتهى به محمّد صلّى اللّه عليه و آله شد .
او را از برترين معادن روياند ، و در عزيزترين سرزمينها كاشت ، از همان درختى كه پيامبرانش را از آن آشكار كرد ، و امناى خود را از آن انتخاب نمود .
عترتش بهترين عترتهاست ، و دودمانش بهترين دودمانها ، و شجرهاش بهترين شجرهها ، شجرهاى كه در حرم روييده ، و در عرصهء كرامت و مجد به رشد رسيده ، شجرهاى كه شاخههايى بلند دارد ، و ميوههايى دور از دسترس .
از اين رو او امام تقواپيشگان ، و وسيلهء بصيرت هدايت يافتگان است . چراغى است درخشان ، و ستارهاى فروزان ، و آتشگيرهاى با شعلههاى زبانهدار . روشش اعتدال ، طريقهاش رشد ، كلامش جدا كنندهء حق از باطل ، و حكمش عدل است .
خداوند او را در فاصلهاى كه بين آمدن پيامبران رخ داده بود برانگيخت ، زمانى كه مردم از عمل نيك روى برتافته و ملّتها غرق جهالت بودند .