تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
به دست آمده ، فايده‌اى است كه : ثقهء صالح متقّى ، حاج ملّا حسين يزدى كه از نيكان مجاور نجف اشرف است و پيوسته مشغول عبادت و زيارت از ثقهء امين حاج محمّد يزدى نقل كرد كه در شهر يزد مرد فاضل صالحى بود كه همواره اشتغال به اصلاح امر آخرت خود داشت و شبها در مقبرهء خارج يزد كه در آن جماعتى از صالحان مدفونند و معروف به مزار است به سر مىبرد و او را همسايه‌اى بود كه از كودكى با هم بزرگ شده بودند و براى درس پيش يك معلّم مىرفتند ، تا آنكه بزرگ شد و شغل عشّارى [ ده يك گرفتن به زور و به ناحق‌مأمور ماليات ] پيش گرفت تا از دنيا رفت و در همان مقبره نزديك محلّى كه آن مرد صالح بيتوته مىكرد دفن كردند ، پس از گذشتن كمتر از ماهى او را در خواب ديد كه در هيئت نيكويى است ، به نزد او رفت و گفت : من آغاز و انجام و ظاهر و باطن كار تو را مىدانم و مىدانم از آنهايى نبودى كه نيكى در باطن ايشان احتمال رود و شغل تو جز عذاب را نمىطلبد ، پس به كدام عمل به اين مقام رسيدى ؟ گفت : چنان است كه گفتى ، من از روز مردن در شديدترين عذاب بودم ، تا ديروز كه زوجهء استاد اشرف حدّاد فورت شد ، و او را در اين مكان دفن كردندو اشاره كرد به موضعى كه قريب صدر ذرع از او دور بودو در شب وفات او ، حضرت ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام سه مرتبه او را زيارت كرد و در مرتبهء سوم به برداشته‌شدن عذاب اين مقبره امر فرمود ، پس حالت ما نيكو شد و در سعه و نعمت افتاديم ، آن مرد صالح متحيّرانه از خواب بيدار شد ، درحالىكه حدّاد را نمىشناخت و محّل او را نمىدانست ، در بازار حدّادان از او پرسيد ، و او را يافت ، از او پرسيد : آيا براى تو همسرى بود ؟ گفت آرى ديروز وفات كرد ، و او را در فلان مكان ( و همان موضع را اسم برد ) دفن كرديم ، پرسيد : او به زيارت ابى عبد اللّه عليه السّلام رفته بود ؟ گفت نه : گفت : ذكر مصائب او مىكرد ؟ گفت : نه ، گفت مجلس عزادارى داشت ؟ گفت : نه ، حدّاد پرسيد چه مىجويى ؟ خواب را نقل كرد ، گفت آن زن به خواندن زيارت عاشورا مواظبت و مداومت داشت . دوم : زيارت عاشوراى غير معروفه : اين زيارت ، با زيارت معروفه متداوله در اجر و ثواب همسان است ، و مشقّت گفتن صد مرتبه لعن ، و صد مرتبه سلام را ندارد ، و صورت آن‌كه در كتاب « مزار قديم » نقل شده ، بدون ذكر شرح آن ، چنين است : هركس دوست دارد آن حضرت را از شهرهاى دور يا نزديك زيارت كند ، غسل نمايد و به صحرا يا بام خانهء خود رود ، آنگاه دو ركعت نماز بجا آورد ، و در آن سورهء « توحيد » را بخواند ، چون سلام داد ، به سوى آن حضرت به سلام اشاره كند و به اين سلام و اشاره و نيّت ، متوجّه شود به آن جهتى كه ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام در آن است ، يعنى رو به كربلاى معلّى كند ، آنگاه